شیز

آیا واقعاً برق را ادیسون اختراع کرد؟

هنوز که هنوزه خیلی ها فکر می کنن برق رو ادیسون اختراع کرده و تو این روزها هم که با قطعی گسترده برق روبرو هستیم با هر بار رفتن و اومدن برق موجی از رحمت ها و نعلت ها بر روح بیچاره ادیسون صادر میشه در حالی که برق رو ادیسون اختراع نکرده و فقط لامپ روشنائی رو اختراع کرده که اونم اختراع تکمیل شده کسی دیگه بوده طبق گواهی تاریخ ، اولین کسانی که وجود الکتریسیته را در اجسام درک کردند و از آن سخن گفتند دانشمندان یونان باستان بوده اند. اقلیدس متوجه شد که اگر کهربا را با پارچه مالش بده میتونه چیزهای سبکی مانند کاه را به خودش جذب کند . در سال 1799 الکساندر ولتا ، دانشمند ایتالیایی پیل الکتریکی ( باتری ) را اختراع کرد و بدین ترتیب برای نخستین بار الکتریسیته جاری تولید شد و عصر برق در جهان آغاز شد . هر چند در برخی منابع تاریخ برق به بین‌النهرین برمی‌گردد و اولین باتری اختراع شده به خاطر محل یافتش به باتری بغدادی شهرت گرفته است
دومین اتفاق بزرگ تکمیل اختراع برق در سال 1831 و توسط مایکل فارادی ، انگلیسی برداشته شد . فارادی توانست با ساختن نخستین دینام ساده و آزمایشگاهی ، با استفاده از میدان مغناطیسی ، الکتریسیته تولید کند . این امر راه را برای ساختن ژنراتورهای بزرگ هموار کرد . تکامل مولد های برق سالها به طول انجامید و سرانجام در سال 1867 نخستین ژنراتور واقعی و کارآمد توسط زیمنس (دانشمند و صنعتگر آلمانی) ساخته و به بازار عرضه شد.
ادیسون زمانی متولد شد که حدود نیم قرن از اختراع باتری می گذشت و مهندسان کشورهای اروپایی در حال تکمیل ساختمان ژنراتورهای برق بودند. از آنجا که روشنایی همواره یکی از مهمترین خواسته ها و نیازهای بشر بوده است با اختراع باطری ، دانشمندان زیادی به فکر استفاده از برق برای ایجاد روشنایی افتادند . همفری دیوی(دانشمند انگلیسی ) نخستین کسی بود که توانست در سال 1813 اولین چراغ برق را ، با استفاده از دو میله زغالی که بین آنها جریان برق می گذشت ، اختراع کند . سالها از این چراغ برای روشنایی خیابانها و میادین برخی کشورهای اروپایی و نیز برای فانوس های دریایی استفاده می شد . این نوع لامپ مصرف بالایی داشت و چندان مقرون به صرفه نبود . توماس ادیسون در 21 اکتبر 1879 موفق به اختراع لامپ خلاء رشته ای ( لامپ های معمولی ) گردید . این لامپ نسبتا" ارزان و با دوام بود و به سرعت در تمام آمریکا و اروپا و سپس دیگر مناطق جهان مورد استفاده قرار گرفت . ادیسون در طول عمر خود بیش از 2500 اختراع به ثبت رسانید که مهمترین و مشهورترین آنها اختراع « لامپ برق » است .

توسط هادی نیکخواه در 28, 2008 12:40 | | نظرات (0) delicious Balatarin

اهرام ثلاثه مصر و شگفتی های آن (قسمت دوم)

برای ساختمان این اهرام ، دو میلیون و ششصد هزار قطعه ، سنگ های ساختمانی تراشیده شده ، از گرانیت و سنگ مرمر با وزن هایی از 2 تا 70 تن با دقتی بی مانند در حدود جزئی از میلیمتر تراشیده شده تا بنایی به ارتفاع 140 متر پدید آورده است . نکته جالب اینکه در احداث زاویه ها و شیب های هرم ، عامل دقیق و پیشرفته علم مثلثات مورد نظر بوده است . تسطیح و هموار کردن چندین هزار هکتار زمین دشت جیزه برای زیربنا و محوطه پیرامون هرم و نیز تراش و صیقل دادن آن قطعات عظیم سنگی ، چنانچه از برگردان حروف هیروگریف منقوش بر سنگ نوشته ها و همچنین از گفته های کاهنین به هرودوت (پدر تاریخ)بر می آید ، مصریان پستی و بلندی های مسطح زیرپی را به وسیله آب ، هموار و محوطه را تسطیح و تراز می کردند . مجموعه اطلاعات به دست آمده تا امروز حاکی از این است که هرم بزرگ ، راز بزرگ یک دانش گمشده در تاریخ را در سینه خود دارد .تاچندی پیش هرگونه دلیل روشنی وجود نداشت که مصریان پنج هزار سال پیش توانایی محاسبات ریاضی و نجومی دقیق برای پایه گذاری این چنین ساختمان شگفت آوری را داشته اند .

" برخی از مشاهدات درمورد هرم "
بسیاری سال پیش ، گروهی از مردم به طور اتفاقی متوجه شدند که صداهای غیر عادی به مانند زمزمه های نامفهوم از اهرام به گوش می رسد . با توجه به آنکه صدا و صوت نوعی انرژی است ، اگر مصر قدیم به خواص و آثار مرتبت بر صدا تا این حد آشنایی داشتند ، کاملأ منطقی به نظر می رسد که جنبه های اکوستیک معماری در ساختمان هرم رعایت کرده باشند و حقایق مشهود نیز این گمان را تایید می کند . در تمدن و فرهنگ ملل قدیم به خصوص در افسانه های ملت چین مکرر از نوعی نداسنگ ، یافت می شود . این سنگ ها از نوع یشم بوده و به هنگام برخورد دو قطعه از آنها ، آوایی خوش شبیه به آهنگ موسیقی شنیده می شود . چینی ها این طنین را صدایی آسمانی و ندای بزرگ طبیعت می نامیدند

سر ویلیام ، دویست سال قبل یک خبرنگار کنسول الجزیره در گالری بزرگ اهرام هرم گیزا ، برای اولین بار متوجه شد که صدا در این فضا به وجهی غیر عادی تشدید و طنین انداز می شود ، اما چنانکه بعد ها مشخص شد ، این تشدید صدا محدود به هرم بزرگ نیست . بسیاری از افراد ادعا کرده اند که صداهایی غیرعادی به مانند زمزمه های نا مفهوم که از راه دور به گوش می رسید از هرم های کوچک (مدل) نیز شنیده اند . از زمانهای بسیار قدیم ، پزشکان به این حقیقت آشنا بودند که صدای موسیقی در شفای پاره ای امراض به خصوص بیماریهای روانی اعجاز می کند . رشد گیاهان را سرعت می بخشد و در حیوانات و انسانهایی که در معرض انواع صدا قرار می گیرند ، تغییرات و تحولات کاملأ محسوسی پدید می آورد و اینک بر اساس دانش جدید همه این پدیده ها نشانگر آن است که امواج صدا حامل نوعی انرژی هستند که عمیقأ بر روی سلولها اثر مثبا یا منفی باقی می گذارند . در مصر قدیم ، صدا به عنوان یکی از ابزارهای اصلی برای درمان بیماریها به کار گرفته می شد . یونانیان ، ایرانیان ، هندیها، سرخپوستان آمریکا و بسیاری از قبایل بدوی از این سیستم معالجه سود می گرفتند .فیثاغورث حکیم یونانی در مورد آزمایش های خود از صدا به عنوان یک نیروی خلاق نام میبرد که ارتعاشات آن هم جنبه مادی و فیزیکی و هم اثرات معنوی دارد . او مدعی بود که این علم را در انجمن ها ی سری مصر فراگرفته است .یکی از جالبترین تجربیات در مورد تاثیر صدا به وسیله خانم دورتی رتالاک همسر یک موسیقیدان به عمل آمده است.

" شعاعهای نورانی اهرام "
گزارشهای دیگر درباره هرم بزرگ حاکی است که گهگاه شعاع های نورانی دایره ای شکل ، اطراف هرم را در بر می گشود و یا صدا هایی ناله مانند از پیکره ابوالهول شنیده می شود . به هر صورت طبیعت انرژی در اطراف و داخل هرم هرچه تصور شود و هدف سازندگان و معماران آن در ایجاد و کاربرد قدرت های کیهانی هرچه بوده باشد ، این حقیقت به جای خود باقی است که هم اکنون این نیرو ها در هرم حضور دارند و زمانی که به شناسایی و نحوه عمل این نیروها آگاه شویم شاید به استقرار تمدنی بنیادی و اصولی توفیق فراهم یافت .

یکی از نویسندگان به نام پیتر تامکینز به نقل از سر ویلیام سیمونز یکی تز مخترعین انگلیسی می گوید :در مسافرت به مصر و بازدید از هرم گیزا هنگامیکه در فضای باز راس هرم ایستاده بودم ، بر حسب تصادف دستهای خود را به طرف بالا بردم و دریافتم که با حرکت انگشتانم ، صدای تخلیه الکتریسیته استاتیک از خازنی به گوش می رسد . آن گاه تنها انگشت اشاره دستم را به طرف بالا بردم و حالتی همانند سوزن سوزن شدن ، در انگشتم احساس نمودم . در این حالت بر آن شدم جرعه ای از شرابی که به همراه داشتم بنوشم ولی با نزدیک نمودن بطری به لبانم ناگهان یک شوک الکتریکی ایجاد گردید . به دنبال کشف این پدیده تدبیر جالبی اندیشیده و یک روزنامه را به آب آغشته نمودم . سپس آن را همانند لفافی به دور شیشه شراب پیچیده و بدین سان بطری را به یک خازن الکتریسیته تبدیل نمودهم ، آنگاه بطری را در بالای سر خود نگاه داشتم . در این حال به روشنی صدای تخلیه الکترسیته استاتیک به گوش می رسید . سر ویلیام می افزاید : سپس به یکی از همراهان نزدیک شده و دست او را لمس نمودم ، در این حالت شوک الکتریکی شدیدی ایجاد شد به گونه ای که وی ناگزیر به گریختن از راس هرم گردید

" بمباران اتمی اهرام "
سال 1961 میلادی را می توان سرآغاز دگرگونی در بررسی اسرار هرم گیزا دانست . . در این سال دکتر لویی الوارز، برنده جایزه نوبل در رشته فیزیک بر آن شد که اسرار درون هرم گیزا را کشف نماید . وی بر این باور بود که این بار با روشی کاملأ نوین و جدا از شیوه های آزموده شده پیشین احتمالأ بتواند به اسرار نهفته در سردابها و اتاق های پنهانی درون آن راه یابد . در این هنگام که شاید از صدها پژوهشگر اهرام ازسراسر جهان با بی صبری در انتظار پایان آزمایشها و اعلام نتیجه نهایی بودند بمباران اهرام بیش از 2 میلیون بار توسط دکتر کهد که همکار دکتر الوارز ، آغاز گشت . لیکن با نهایت تاسف و ناباوری پس از تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده توسط کامپیوتر های پیشرفته دانشگاه قاهره پاسخی که انتظار می رفت به دست نیامد . پس از سپری شدن نزدیک به یک سال از بمباران اهرام توسط دانشمندان یاد شده ، یکی از خبرنگاران روزنامه تایمز لندن به نام جان تامن تف در نوشتاری که در 14 جولای 1969 در این روزنامه به چاپ رسید گفت اهرام تمامی قوانین شناخته شده دانش فیزیک را رد می کند ، زیرا متاسفانه هر بار نتیجه به دست آمده آزمایش را به کامپیوتر داده ایم پاسخی کاملأ متفاوت با پاسخ های پیشین دریافت داشته ایم . دکتر کهد مسئول طرح بمباران اهرام نیز در پاسخ به نوشتار خبرنگار انگلیسی می گوید : اینک ناچاریم یکی از این دو فرضیه زیر را بپذیریم

1 - با توجه به شکل هندسی و ابعاد و موقعیت جغرافیایی اهرام ، احتمالأ نیروهای مرموز و نا شناخته ای در کارند که مانع انجام عملیات شده و یا به گفته دیگر سردرگمی کامپیوتر ها را موجب می شوند
2- برابر پیش بینی های به عمل آمده از سوی فراعنه در هزاران سال پیش همچنین به باور اهالی بومی دشت گزا ، گرفتار نفرین فراعنه آرمیده در درون اهرام میشویم

توسط هادی نیکخواه در 21, 2007 12:35 | | نظرات (0) delicious Balatarin

اهرام ثلاثه مصر و شگفتی های آن (قسمت اول)

از دوران کودکي علاقه عجيبي به بعضي موضوعات مثل اهرام ثلاثه مصر ، مثلث برمودا ، شهر گمشده آتلانتيس و ... داشتم که هنوز هم از مقدار اون علاقه براي پي بردن به اسرار و رموز تاريخ و ناشناخته هاي دنيا کم نشده و بر همين اساس ميخوام طي دو مقاله در مورد اهرام مصر و شگفتيهاي اون بنويسم . اين نوشته برداشتي است از مقاله لوموند در اين مورد .

کهن ترين بنايي که در پرده اي از ابهام پوشيده شده و هنوز باقي مانده است ، با کليه پيشرفتهاي علمي و تکنولوژي در دنياي امروز، باز هم اعصار مجهول تاريخ از نظرها به دور مانده است . هنور حتي انسان نمي تواند به دقت قديم و آثار قديمي ،سنگهاي ساختماني را با همان ظرافت بسازد . هنوز استادان از روي هم چيدن سنگهايي به قطعات هفتاد تن مشابه آنچه که با دقت و وسواس عظيم در بناي هرم بزرگ به کاررفته است ، عاجزند . هنوز محاسبات رياضي ما در اندازه گيري ابعاد زمين و حرکت سياره ها از دقت و صحت محاسبات انجام شده در زمان بناي هرم بزرگ برخوردار نيست . اينکه چرا هنوز در تهيه و تدارک وسايل اندازه گيري لنگان لنگان به دنبال انسانهاي ماقبل تاريخ هستيم ، چگونه اين تمدن درخشان ، هرمهاي مصر ، در برهه اي از زمان درخشيده و سپس ناپديد شده است ، بر ما پوشيده مي باشد . هنوز کاملأ مشخص نيست که آيا اين قدرت علمي و هنري که انسان امروز تنها گوشه اي از آن را دريافته است ، از يک مغز فوق انسان و يا منبع فکري خارق العاده است . اين امکان را هم مذهب و عرفان تاييد مي کند . امکان ديگر رسيدن اين تمدن پيشرفته از خارج کره زمين به ساکنان زمين است و يا البته لزومأ نمي توان گفت که يکي از اين نظريات درست است . با توجه به آنکه بشر امروز هنوز در تنگناي اين تمدن سردرگم است و مي انديشد که اين اين امر يک مسئله خارق العاده و خاص مي باشد و لذا سبب آن نيز خاص است ، در هر حال منبع و منشا اين ظرافت هنري و علمي در ساختمان هرم بزرگ و اهرام مصر هرچه باشد ، اين حقيقت به جاي خود باقي است که اين ساختمان از چنان نبوغ و مهارت شگرفي برخوردار است که در طول تاريخ انسان ها نظير آن مشاهده نشده است و هر جسم يا ساختمان هرمي شکل که دقيقأ با ابعاد متناسب با هرم بزرگ مصر ساخته شود و در امتداد شمال و جنوب ميدان مغناطيسي زمين قرار گيرد ، مي تواند به پيرايش ، انعکاس و تمرکز ميدان هاي انرژي منتهي شود . از آزمايش هاي متعددي که در درون اجسام هرمي شکل با ابعاد چند سانتي متر يا چند متر انجام شده ، اين نتيجه حاصل گرديده است که نوع جسم يا ماده اي که در ساختمان اين اهرام به کار مي رود ، به هيچ وجه در ماهيت ميدان هاي انرژي که در درون آن ها متمرکز مي شود ، تاثير ندارد .

"نتايج آزمايش هاي انجام شده "
1- غذاهاي فاسد شدني تا مدتها مديد بدون فساد در درون هرم باقي مي ماند
2- آب هاي آلوده ، تصفيه و عاري از ميکروب مي شوند 
3- نباتات با سرعت بيشتري رشد مي يابند
4 - فلزات زنگ زده ، جلا و صيقل اصلي خود را باز مي باند
5 - انسان ها به استراحت بهتري دست يافته و نيز به قدرت انديشه آدمي افزوده مي شود
6- آرامش و درمان امراض رواني با سهولت بهتري انجام مي شود

مسئله اي که براي اولين بار منتهي به کشف اين خواص در اجسام هرمي شکل گرديده ، ملاحظه اين حقيقت بود که حيوانات مرده در اندرون آرامگاه اصلي فرعون در هرم بزرگ هرچند آب خود را از دست داده ولي فاسد نشده اند در نتيجه اين مشاهده بود که بشر متوجه گريد که شايد شکل خاص هرم در اين پديده دخالت داشته باشد . براي تحقيق اين موضوع هرمي به ارتفاع75 سانتيمترساختند و جسد يک گربه را مستقيمأ در زير راس هرم و به فاصله يک سوم ارتفاع هرم از پايه آن قرار دادند و مشاهده کردند که گربه چندي بعد بدون هرگونه تجزيه و فساد به مومياي تبديل شده است . در آخر نتايج اين آزمايش منشر شد ، اعلام گرديد که بين شکل اهرام و اثرات فيزيکي و شيميايي و بيولوژي فضاي داخل آن نسبت هاي معيني وجود دارد و با رعايت اين نسبت ها مي توان اثرات ناشيه را تشديد نمود . بر خلاف تصور عمومي که به مدت 500 سال هرم گيزا را تنها آرامگاهي بزرگ براي خئوپس تصور مي کرد و دستور ساخت آن را تنها علت عقده هاي خود بزرگ بيني مي دانست ، اکنون دانشمندان دريافته اند که اين بناي شگفت انگيز ، گنجينه اي از علوم مهندسي ، رياضي ، ژئودزي ، اختر شناسي ، معماري و ديگر دانش هاي شناخته شده روزگار خود ما بوده است . گويااين ساختمان هرمي شکل همچون کتابي سنگي بازگو کننده دانش و تکنولوژي آن روزگاران است . مورخين ، جهانگردان و دانشمندان عليرغم وجود اهرام بي شماري که در سرتاسر زمين (چين ، ژاپن ، مصر ، .. ) هست . تنها در زمينه هرم گيزا بوده است که کتابها نوشته اند و پژوهش ها کرده اند ، به عنوان مثال در مصر حدود 30 هرم نسبتأ مهم وجود دارد که از نظر محققان 6 هرم که قبل از هرم بزرگ ساخته شده است ، از نظر عظمت ، کمال هندسي و محاسبات رياضي در سطح پايين تر قرار دارند و در 23 هرم ديگر که پس از آن ساخته شده اند ، از دقت و ظرافت کار به نحو محسوسي کاسته شده است . هرم بزرگ در 16 کيلومتري غرب قاهره در زمين مسطحي به وسعت 6/2کيلومتر مربع از دشت جيزه مشرف به نخلستانهاي دره نيل بنا گرديده و سطح زير بناي آن که اندکي بيش از 13 جريب را مي پوشاند با دقتي معادل چند ميليمتر اختلاف تسطيح شده است. دانشمندان پر آوازه جهان در پي مطالعه و محاسبات گسترده خود به اين نتيجه شگفت انگيز دست يافته اند که ابعاد هرم گيزا در رابطه تنگاتنگ با ابعاد کره زمين است . يعني نه تنها طول پيرامون قاعده هرم برابر طول نيم دقيقه قوس نصف النهاري است که از راس هرم گذشته و دلتاي رود نيل را در بر ميگيرد ،بلکه دانش نوين پيراميدوگرافي ثابت کرده است که بسياري از ابعاد بنيادين بخش هاي گوناگون هرم گوياي شمار روزها ، سالها و سده هاي شمسي اند. ولي متاسفانه نحوه محاسبه اين اعداد در حدود 6800 سال قبل هنوز مشخص نشده است ، همچنين مدارکي که سطح جنوبي هرم يافت شده است که ثابت مي کند مصريان از اين سطح به وسيله پديده اي که فلاش نام گرفته ، روزهاي تعديل بهاري و پاييزي را تعيين مي کرده اند . افزون بر اين نور انقلاب زمستاني نيز توسط گوي زريني که دو راس هرم قرار داشته اعلام مي نمودند .

لينکهاي مربوط :
عکس ماهواره اي زيبا از اهرام ثلاثه مصر که نسبت هاي شگفت انگيز بين اهرام را نيز نشان مي دهد . لينک عکس
عکس هوايي که در آن شهر قاهره و اهرام مصر به وضوح معلوم است . لينک تصوير
اينم دو تا عکس هواي زيباي ديگه که ميتونيد اينجا و اينجا ببينيد

توسط هادی نیکخواه در 21, 2007 12:26 | | نظرات (1) delicious Balatarin

مثلث برمودا واقعیتی مجهول

مثلث برمودا واقعا يک مثلث نيست، بلکه شباهت بيشتري به يک بيضي (و شايد هم دايره‌اي بزرگ) دارد که در روي بخشي از اقيانوس اطلس در سواحل جنوب شرقي آمريکا واقع است. راس آن نزديک برمودا و قسمت انحناي آن از سمت پايين فلوريدا گسترش يافته و از پورتوريکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از ميان درياي سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافيايي در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روي خطي که شمال حقيقي و شمال مغناطيسي بر يکديگر منطبق مي‌گردند. در اين نقطه هيچ انحرافي در محاسبه نمي‌شود. وينسنت گاديس که مثلث برمودا را نامگذاري کرده، آن را به صورت زير توصيف مي‌کند: « يک خط از فلوريدا تا برمودا ، ديگري از برمودا تا پورتويکو مي‌گذرد و سومين خط از ميان باهاما به فلوريدا بر مي‌گردد. » اين محل فتنه‌انگيز و تقريبا باور نکردني اسرار غير قابل توصيف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتيجه ناپديد شدن 6 هواپيماي نيروي دريايي همراه با تمام سرنشينان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از اين هواپيماها به دنبال اجراي ماموريتي عادي و آموزشي ، در منطقه مثلث ، پرواز مي‌کردند که با ارسال پيامهايي عجيبي درخواست کمک کردند. هواپيماي ششم براي انجام عمليات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپيما به طرز فوق‌العاده مشکوکي مفقود شدند. آخرين پيامهاي مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکي از وضعيت غير عادي ، عدم روئيت خشکي ، از کار افتادن قطب نماها يا چرخش سريع عقربه آنها و اطمينان نداشتن از موقعيتشان بود. اين در حالي بود که شرايط جوي براي پرواز مساعد بود و خلبانان و ديگر سرنشينان افرادي با تجربه و ورزيده بودند. با وجود مدتها جستجو هيچ اثري از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاري از اجسام شناور ، خدمه يا تجمع مشکوکي از کوسه‌ها ديده نشد. هيچ حادثه‌اي چه قبل و چه بعد از آن ، تا اين حد حيرت‌آورتر از ناپديد شدن دسته جمعي هواپيماهاي مذکور نبوده است. در حوادثي مشابه در اين منطقه ‌قايقها و کشتيهايي مفقود شده‌اند در برخي موارد هم فقط خدمه و سرنشينان ناپديد گشته‌اند.

توضيحات و علل فرضي مختلفي درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترين فرضيات بر اساس مرگ غير طبيعي (زيرا هيچ جسدي تا کنون بدست نيامده است.) بنا شده است. اين توضيحات عبارتند از: جزر و مد ناگهاني دريا در نتيجهدر اعماق دريا ، وزش بادهاي مخرب و اختلالات جوي ،که موجب انفجار هواپيماها مي‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه يک گرداب يا که باعث سقوط و انهدام هواپيماها يا انحراف مسير کشتيها و مفقود شدن آنها در آب مي‌شود، تحت تاثير نيرويي مغناطيسي قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطيسي، ولي اين دلايل توجيه قابل قبولي براي ناپديد شدن هواپيماها و کشتيهاي متعدد در يک منطقه نيست.

دستگيري و ربوده شدن به وسيله زيردريايي يامتعلق به کراتي ديگر که براي تحقيق درباره حيات و زندگي باستان و حال ما انسانها به آمده‌اند، مي‌تواند علتي غير طبيعي براي توجيه وقايع باشد. يکي از عجيب‌ترين پيشنهادات در اين مورد بوسيله ادگار کايس ، پيشگو و روانکاو و حکيم در دهه پنجم قرن بيست ، ارائه شده است. به عقيده وي قرنها قبل از کشف ، بوميان سواحل اقيانوس اطلس از کريستال به عنوان يک منبع انرژي و قدرت استفاده مي‌کردند. به نظر کاين نوعي نيروي شيطاني القا شده از سوي آنها ، در عمق يک مايلي در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخي مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسايل الکتريکي کشتيها ، هواپيماها و در نهايت نابودي آنها مي‌گردد. ام. ک. جساپ که يک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار مي‌دارد که ناپديد شدن کشتيهاي مشهور در مثلث برمودا ، به وسيله اجسام پرنده صورت گرفته است. وي مفقود شدن خدمه آنها را نيز به اجسام مزبور ربط مي‌دهد. به عقيده جساپ يوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطيسي موقتي ايجاد مي‌کنند که داراي طرحي يونيزه شده است و مي‌تواند باعث متلاشي شدن يا ناپديد شدن هواپيماها و کشتيها گردد. او روي اين سوال کار مي‌کرد که چگونه کنترل شده و مي‌تواند باعث نامرئي شدن گردد. نظريه ميدان واحد انيشتين او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اينها را کليدي مي‌دانست براي ظهور و محو شدن ناگهاني بشقاب پرنده‌ها و ناپديد شدن کشتيها و هواپيماها. ولي مرگ امکان ادامه فعاليت و نتيجه گيري را از جساپ گرفت و تحقيقاتش نيمه تمام ماند.

لينکهاي مربوط :
عکس ماهواره اي از محل مثلث برمودا
يک فيزيکدان روسي مدعي کشف راز مثلث برمودا شد
موقعيت مکاني مثلث برمودا در نقشه راهنما

توسط هادی نیکخواه در 21, 2007 12:00 | | نظرات (0) delicious Balatarin

نکاتی جالب از زندگيه آلبرت اينشتین

پيشرفت آموزشي آلبرت در دوران كودكي بسيار كند بود و پيش از سه سالگي به سختي سخن مي گفت .پدر و مادر او فكر مي كردند كه او احتمالا عقب مانده ذهني است و به اين خاطر سخت نگرانش بودند.سرانجام سخن گفتن را آموخت؛ اما وقتي در برابر پرسشي قرار مي گرفت، به سختي پاسخ مي داد: ابتدا جمله اي را كه مي خواست بيان كند چند بار زيرلب زمزمه مي كرد و بعد يكباره و با صدايي بلند ادا مي كرد. آلبرت در خانواده اي يهودي به دنيا آمد.اينشتين در كودكي تحت تأثير آموزش هاي ديني پدر و مادرش قرار گرفت اما پس از چند سال، آنها را رها كرد. آلبرت اينشتين با آنكه، ديگر باوري به دين يهود نداشت، اما به خاطر آزار يهوديان توسط فاشيست هاي آلماني و نيز به خاطر آنكه به عنوان يك انسان دوبار از حق شهروندي محروم شده بود، ايجاد كشور اسرائيل را مورد تاييد قرار داد. پدر و مادرش تصميم گرفتند كه او را به دبستان نفرستند؛ و در خانه آموزش ببيند؛ اما اين كار نيز ثمري به همراه نداشت. وقتي روز اول، معلم خصوصي كه خانمي بود به منزلشان آمد، آلبرت با پرتاب صندلي از او استقبال كرد. معمولا در صندلي آخر كلاس مي نشست و علاقه اي به آنچه در كلاس مي گذشت، نشان نمي داد. با اين وجود به درس هاي رياضي و علوم عشق مي ورزيد.به طوركلي نظر آموزگاران درباره او را مي توان در اين جملات خلاصه كرد: «آلبرت جان، تو چيزي بشو نيستي، در مشق و كتاب آينده اي نداري و بهتر است كاري درست و حسابي براي خود پيشه كني و كار حساب و مدرسه را رها كني. در اواخر زندگي هميشه لباس بسيار معمولي مي پوشيد و از پوشيدن لباس هاي رسمي خودداري مي كرد. در ديدار با رئيس جمهور آمريكا لباسي كاملا عادي پوشيده بود و جورابي به پا نداشت. وقتي خبرنگاران پرسيدند كه چرا هيچ وقت جوراب نمي پوشد؛ پاسخ داد: انگشت هاي پايم جوراب ها را سوراخ مي كند. خريدن جوراب هم دردسر بزرگي است. اين است كه به كلي از خير پوشيدن جوراب گذشته ام.

توسط هادی نیکخواه در 3, 2006 08:56 | | نظرات (0) delicious Balatarin