
امروز ميخوام در يک مقاله جامع و کامل شيز و محوطه باستاني اونو براتون معرفي کنم شايد قسمت شد و شما هم يه سفر بيايد و از نزديک از اينجا بازديد کنيد
شيز شهري باستاني با جمعيتي در حدود ده الي بيست هزار نفر جمعيت داشته و در دوره هخامنشيان ساخته شده و اوج شکوفايي اين شهر به دوره ساسانيان بر ميگرد بعد ها اين شهر به دلايل نامعلوم که گفته ميشود شايد در اثر آتشفشان کوه آتشفشاني که در کنار اين شهر قرار داشته يا زلزله از بين رفته ولي علت اصلي هنوز معلوم نيست از بين رفته و اينک هيچ اثري از اين شهر به غير از آتشکده اين شهر به نام آذرگشنسب ( که بيشتر به تخت سليمان مشهور است) باقي نمانده .واژه آذر گشنسب، به معناي آتش اسب نر است تاريخ ايجاد اين آتشکده به سه هزار و هفتصد سال قبل باز مي گردد. در کتاب هفتم دينکرد در بند 39 سازنده آن، کيخسرو پسر سياوخش شناخته شده است به دست امپراطور بيزانس تخريب مي شود تا اينکه بعد ها در دوره ساساني مجموعه تخت سليمان را بر ويرانه هاي دوره هخامنشي بنا مي کنند. در عصر ساساني اين منطقه شامل سه بخش بوده است:1. استحکامات 2.تالارها و کاخها 3.آتشکده ها بوده کل وسعت محوطه آتشکده 12 هکتار ميباشد. و آتشکده ساساني آذر گشنسب از زمان حکومت ايلخانيان به بعد « تخت سليمان » نام گرفت.
در زمان ساسانيان سه آتشکده بزرگ در ايران وجود داشته که مورد تقدس زرتشتيان بوده اين آتشکدها ،آتشکده آذرفرنبغ که آتشکده موبدان بوده آتشکده آذربرزين مهر که آتشکده کشاورزان بوده و سومين آتشکده که مخصوص پادشاهان و جنگاوران بوده آذرگشنسب (تخت سليمان) نام داشته . بيشتر پادشاهان ايران پس از نشستن بر اريکه شاهنشاهي با پاي پياده به نيايشگاه آذرگشنسب آذربايجان مي رفتند و به درگاه خداوند نيايش و سپاس و درود مي فرستاده اند و سپس هدايايي تقديم مي کردند .هم اکنون هم زرتشتيان هر سال در روز اوایل شهريور در اين مکان مراسمي برگزار مي کنند که به جشن شکرگذاري محصول مشهور است نام آتشکده آذرگشنسب 70 بار در شاهنامه فردوسی آورده شده .
گفته مي شود در اين آتشکده آتش جاويدان به مدت هفت صد سال روشن بوده و اين آتش نماد قدرت زرتشتيان بوده . و در بسياري از منابع معتبر ذکر شده است که همزمان با تولد حضرت محمد اين آتش خاموش شده است و يکي ديگر از معجزات تولد آن حضرت محسوب ميشود
اين آتشکده در زمان حمله اسکندر مقدوني به ايران آسيب زيادي ديد و حتي در منابع تاريخي گفته مي شود که بزرگترين کتابخانه ايران و جهان در آن زمان در اين آتشکده موجود بوده که توسط اسکندر به آتش کشيده مي شود و بعد ها اين آتشکده در زمان ساسانيان دوباره باز سازي مي شود و در طول تاريخ باز چندين بار تخريب و دوباره بازسازي شده که که بيشتر اين اتفاقات در دورهاي مغولها و ايلخانيان بوده است.
ادامه ی "شیز شهری به قدمت تاریخ ( تخت سلیمان ، تکاب )" »
توسط هادی نیکخواه در 22, 2008 02:34 |
لینک ثابت
|
نظرات (2)
بالاخره این مقاله تحقیقی شکنجه در طول تاریخ هم کامل شد . قسمت زیادی از مقاله هم به علل گوناگون مثل طولانی شدن و سانسور بعضی از قسمتهای غیر اخلاقی ، حذف شد وحالا قسمت دوم ...
از اسباب و وسائلی که روسها برای شکنجه گناهکاران بکار میبردند نوعی شلاق بنام قنوت بود که ضرباتش بسیار دردناک بود گویند این شلاق را ایوان مخوف اختراع کرد و با آن پسر خود را آنقدر زد تا اینکه پسرک جان سپرد.
در لندن دژی بنام برج لندن وجود دارد و در آن آلات و ادواتی که در انگلیس برای شکنجه زندانیان بکار میرفته در معرض نمایش گذاشته شده است . از جمله این وسائل آلتی بود که بوسیله آن زبان را در زنجیر میکردند تا زندانی نتواند حرف بزند !؟
در زمان شارل اول یک عده از انقلابیون را در اطاق خیلی کوچک زندانی کردند به طوری که زندانیان روی هم قرار گرفته بودند . بین زندانیان یک مقدار خیلی کم نان و یک لیوان آبجو میدادند ، در پایان یک ماه آن قدر اطاق از نجاستاین این زندانیان پر شده بود که همه جا بوی گند آن پیچیده بود چون آنها حاضر نشدند تسلیم گردند ، آبجوشان هم قطع گردید و آنها برای رفع تشنگی مجبور شدند ادرار یکدیگر را بنوشند !
در انگلستان کودکانی که سنشان از هفت سال تجاوز نمیکرد ، بخاطر جرائم کوچک (چون جیب بری و غیره) بدار آویخته می شدند حتی یک پسر بچه 9 ساله بخاطر ان که شیشه پنجره ای را شکسته بود محکوم به اعدام گردید.
در انگلستان روزانه آن قدر افراد محکوم به اعدام می شدند که به علت کمبود جلادان ، بسیاری از محکومین را که هنوز کاملا پای دار نمرده بودند ، از بالای دار پائین می آوردند! گویند یکی از این گونه افراد را برای تشریح روی میز یک پزشک جراح گذاشتند تا اعضای مختلف مرده را برای دانشجویان شرح بدهد . هنوز کارد جراحی کاملا در شکمش فرو نرفته بود که مرده بلند شد و نشست و با عصبانیت پرسید : هیچ میدانید چه دارید می کنید؟
ادامه ی "شکنجه در طول تاریخ (قسمت دوم)" »
توسط هادی نیکخواه در 27, 2007 10:10 |
لینک ثابت
|
نظرات (3)
اشرف مخلوقات برای نشان دادن برتری خود بر سایر حیوانات در طول تاریخ در شکنجه دادن همنوعان خود دست به ابتکاراتی زده است که انسان را به حیرت فرو میبرد جالب آن است که با پیشرفت مدن طرز شکنجه دادن هم پیشرفت کرده بطوری که اکنون اروپائیان شکنجه دادن را به طوری کامل کرده اند که میتوان گفت دیگر نقصی ندارد !
در چین باستان قاتل پدر را زنده زنده قطعه قطعه میکردند ! در مصر قدیم چنانچه مادری فرزند خود را می کشت ، فرزند مقتول را به گردنش می آویختن و این جسد آنقدر درگردنش می ماند تا بوی گندش بلند میشد. قانون موسی مجازات های شدید و وحشیانه داشت که از آن جمله است سنگسار کردن فرزند ناخلف و یا زن زاینه . در مورد دوم زن زناکار را به خارج شهر میبردند و اولین سنگ را پدرش می انداخت و بعد سایر کسانی که در مراسم شرکت کرده بودند می انداختند . یهودیان روسپیان را زنده زنده میسوزاندند .شاید انگلیسی ها به تقلید از یهودیان ژاندارک را زنده زنده سوزانیده باشند گو اینکه بر انها کاملا ثابت شده بود که ژاندارک باکره و با هیچکس رابطه جنسی نداشته است .
آشوریان در شکنجه دادن اسراء ابتکارات جالبی داشتند و به ان افتخار می کردند مثلا در یک سنگ نوشته که در نینوا پیدا شده دیده می شود که ملکه در باغ استراحت می کند در حالیکه سر بریده پادشاهان مغلوب از درختان اطراف باغ آویزان است . موقع محاصره یک شه آشوریها اسرای خود را زنده زنده در دیوار دفن می کردند تا مگر محصور شدگان عبرت بگیرند و تسلیم شوند. در قرن چهارم قبل از میلاد آتنی ها پس از تسخیر جزیره مه لیس تمام ساکنین جزیره را کشتند زیرا آنها حاضر نشده بودند در اتحادیه آتنی ها علیه اسپارت شرکت کنند . اسکندر گجستگ ابتکارات جالبی در شکنجه اسراء میکرد مثلا پس از قتل عام شهر تب در یونان ، در صیدا واقع در نزدیکی بیروت دستور داد تمام اسراء را در طول ساحل زنده زنده بر صلیب هائی که کنار هم نصب شده بود میخکوب کنند .
ادامه ی "شکنجه در طول تاریخ (قسمت اول)" »
توسط هادی نیکخواه در 27, 2007 10:06 |
لینک ثابت
|
نظرات (4)
از اوائل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار نارضایتی مردم از ظلم وابستگان حکومت رو به رشد بود. تأسیس دارالفنون و آشنائی تدریجی ایرانیان با تغییرات و تحولات جهانی اندیشه تغییر و لزوم حکومت قانون و پایان حکومت استبدادی را نیرو بخشید. نوشتههای روشنفکرانی مثل حاج زینالعابدین مراغهای و عبدالرحیم طالبوف و میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا ملکم خان و میرزا آقاخان کرمانی و سید جمالالدین اسدآبادی و دیگران زمینههای مشروطهخواهی را فراهم آورد. سخنرانیهای سیدجمال واعظ و ملکالمتکلمین توده مردم مذهبی را با اندیشه آزادی و مشروطه آشنا میکرد. نشریاتی مانند حبلالمتین و چهرهنما و حکمت و کمی بعد ملانصرالدین که همه در خارج از ایران منتشر میشدند نیز در گسترش آزادیخواهی و مخالفت با استبداد نقش مهمی داشتند.
کشته شدن ناصرالدینشاه به دست میرزا رضای کرمانی که آشکارا انگیزه خود را قطع ریشه ظلم و نتیجه تعلیمات سیدجمالالدین دانسته بود، کوشش بیشتر در روند مشروطه خواهی را سبب شد.
اگر چه از مدتی قبل شورشها و اعتراضاتی در شهرهای ایران علیه مظالم حکومت رخ داده بود اما شروع جنبش را معمولا از ماجرای گران شدن قند در تهران ذکر میکنند. علاءالدوله حاکم تهران هفده نفر از بازرگانان و دونفر سید را به جرم گران کردن قند به چوب بست. این کار که با تائید عینالدوله صدراعظم مستبد انجام شد اعتراض بازاریان و روحانیان و روشنفکران را برانگیخت. اینان در مجالس و در مسجدها به سخنرانی ضد استبداد و هواداری از مشروطه و تأسیس عدالتخانه یا دیوان مظالم پرداختند. خواست برکناری عینالدوله و عزل مسیو نوز بلژیکی و حاکم تهران بهمیان آمد و اعتصاب در تهران فراگیر شد.
ادامه ی "جنبش مشروطه از ابتدا تا انتها" »
توسط هادی نیکخواه در 3, 2006 02:45 |
لینک ثابت
|
نظرات (2)
امسال جنبش مشروطه صد ساله می شود یعنی دقیقا در روز 14 مرداد هشتاد پنج ، ولی آیا این حرکت که پس از چند هزار سال حکومت ایران را برای اولین بار دارای حکومت دموکراسی کرد به اهداف خود پس از صد سال رسیده است آیا آرمان تشکیل عدالتخانه و استقلال قوه قضائیه تحقق یافته است . آیا با وجود سابقه یک صد ساله نهاد پارلمان میتوانیم شاهد برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه و سالم باشیم . آيا با وجود يكصدسال سابقه فعاليت هاى حزبى، احزاب پايدار و نظام حزبى مناسب براى سياست ورزى و «حكمرانى خوب» شكل گرفته است؟ آيا با وجود نهضت تاريخى ملت ايران در يكصدسال قبل، مفهوم حاكميت ملى و اينكه «حكومت وديعه اى است الهى كه از سوى مردم به حاكمان تفويض مى شود» مورد ترديد قرار نمى گيرد؟ آيا كشور در مسير توسعه همه جانبه و پايدار قرار دارد. روزنامه شرق نيز هر روزه يك صفحه روزنامه خود را به مشروطه اختصاص داده و در ۱۴ مرداد ۱۳۸۵ شماره ويژه اى با اين موضوع را منتشر خواهد كرد و سایتی را نیز در این باره راه اندازی کرده است
ولی هنوز بعد از بعد از این همه سال ابهاماتی در مورد در تاریخ هست مثلا وقتی کتاب تاریخ که در مدارس تدریس میشه رو آدم میخونه یه سوالاتی براش به وجود میاد مثلا من همیشه فکر می کردم چرا مشروطه خواهان که همشون هم افراد مردمی و خوبی بودن شیخ فضل الله نوری رو بعد از تسخیر تهران اعدام کردن در حالی که بر طبق نوشته های همون کتاب ایشون هم برای خودش فرد قابلی بود ولی تازه فهمیدم که شیخ فضل الله نوری نقش اساسی در به توپ بستن مجلس و کشتار مدافعان مجلس داشت و یکی از مخالفان مشروطه بوده
در پست بعدی شرح کامل جنبش مشروطه رو می نویسم
توسط هادی نیکخواه در 2, 2006 03:09 |
لینک ثابت
|
نظرات (4)