در ادامه این جریان ، دیروز احضاریه بهم تسلیم شد در خصوص شکایت حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی از من که ظرف سه روز از زمان ابلاغ این برگه خودمو جهت آخرین دفاعیات به شعبه داد یاری دادگاه معرفی کنم و در غیر این صورت حکم جلب برام صادر خواهد شد. منم امروز رفتم دادسرا و آخرین دفاعیات و مستنداتی که داشتم رو ارائه کردم . همانطور که شاید خیلیتون بدونید همه این جریانات فقط به خاطر یه لینکه ، خیلی واضح بگم من یه مقاله نوشتم درباره شکنجه در طول تاریخ ، این مقاله هیچ موردی نداره و بیشتر یه مقاله تاریخی باستانیه که هیچ اشاره ای به ایران هم نداره ولی در ادامه بازدیدکنندگان وبلاگ یه لینکی ارسال کردند که پیوند میشه به یه سایت دیگه تو اون یه سری تصاویر ش ک ن ج ه وجود داره که به نظر میاد مربوط به ایرانه . حالا چون در زمان ارسال اون لینک من سرباز بودم و کنترلی بر روی وبلاگ نداشتم متوجه اون لینک نشدم ولی در اولین فرصتی که متوجه شدم اونو پاک کردم . حالا آقایان حفاظت اطلاعات ادعا دارند که اون سایت که لینک شده و تصاویر اونجا قرار داره ماله منه . در حالی که همه تصاویر برچسب داره و نام سایتی که از اون برداشت شدن رو اون نوشته شده بر اساس WHOIS که از این سایت که منبع اصلی تصاویر هست من انجام دادم این سایت تو سال 2001 ایجاد شده اون موقع من نه وبلاگ و یا سایت داشتم نه تو شهرمون اینترنتی وجود داشته . و سایت دوم که لینک از وبلاگ من به اونجا میرسه بر اساس اطلاعات سایت archive.org در اوایل سال 2004 ایجاد شده در حالی که مقاله من در اواسط سال 2007 منتشر شده .
مهمتر از همه اون سایت الان چند ساله که فیلتره یعنی خیلی قبل تر از انتشار مقاله من ، پس چطوری یه سایتی که هیچ کس به اون دسترسی نداره میتونه باعث تشویش اذهان عمومی بشه تصاویری که هیچ بعید نیست مربوط به قبل از انقلاب باشه . و همچنین این نکته رو باید اشاره کنم که اون مقاله شاید در کل بیشتر از صد نفر بازدید کننده هم نداشته .
مشکل دیگه ای هم که وجود داره اینه که هیچ کس دید خوبی نسبت به اینترنت و وبلاگ نداره .
من نه از زندان میترسم و نه از محکومیت ولی برای این ناراحتم که سر این قضیه کاملا بی گناهم یعنی هیچ کار خلافی از من سر نزده از قدیم گفتن که سر بی گناه پای دار میره ولی بالای دار نمیره
توسط هادی نیکخواه در 7, 2008 12:31 |
لینک ثابت
|
نظرات (5)
اینجانب هادی نیکخواه با شکایت حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی شهرستان تکاب به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی در وبلاگ شخصیم امروز به دادگاه شهرستان تکاب مراجعه و فعلا با قید ضمانت 40 میلیونی آزاد هستم .
اونجور که من دیدم اتهام فقط به خاطر یه لینک در انتهای یک مقاله است که نیروی انتظامی ادعا داره که این سایت لینک شده که حای بعضی تصاویر ... متعلق به منه در حالی که این لینک در اثر یه کپی پست بوده و از طرف بازدید کننده فرستاده شده و من هیچ اطلاعی از این سایت و گردانندگان اونهم ندارم و همچین این صفحه قبل از اینکه وبلاگ من بوجود بیاد وجود داشته و از وقتی هم که متوجه این لینک شدم اونو سریعا پاک کردم .
حالا خواهشم از شما دوستان عزیز و بازدیدکنندگان این وبلاگ اینه که منو راهنمای کنید چون من هیچی از قانون و حقوق سر درنمیارم . چطوری باید از خودم دفاع کنم . واقعا تو بد دردسری گیر کردم کمکم کنید.
دوستان اگه خواستن بگن تا شما تماس رو هم اعلام کنم
توسط هادی نیکخواه در 23, 2008 02:22 |
لینک ثابت
|
نظرات (24)
امروز میخوام از بزرگ مردي بنویسم که سهم بسزاي در تاريخ معاصر ايران و انقلاب 57 ايران داشت و اولين حکومت دموکراتيک را در ايران تشکيل داد . ولي در کمال تاسف مي بينيم که هيچ اسمي از او در رسانه به ميان نمي آيد و حتي در چند سال اخير به مراسمهاي بزرگداشتي که براي او برگزار مي شود توسط گروهاي فشار حمله مي شود و از برگزاري آن جلوگيري مي شود . به همين مناسبت مقاله در خصوص زندگي مهندس مهدي بازرگان برايتان آماده کرده ايم که به سمع مي رسانم
مهندس مهدي بازرگان
مهندس مهدي بازرگان در خانواده اي مذهبي و اصيل و نيمه مرفه و اهل آذربايجان در سال 1286 ھ . ش زاده شد پدرش حاج عباسقلي تبريزي که اصلا تبريزي بود و در هجده سالگي به تهران آمد و ماندگار شد وي در تهران به فعاليتهاي گوناگون اقتصادي پرداخت و از تاجران سرشناس بازار تهران شد به همين دليل به بازرگان شهرت يافت .
مهدي بازرگان تحصيل خود را در مدرسه ثروت آغاز کرد و سپس به مدرسه سلطاني رفت و تحصيلات متوسطه را هم در دارالمعلمين مرکزي (از اولين مدارس سبک جديد ) به پايان رساند پس از پايان دوره دبيرستان و موفقيت در امتحان اعزام به خارج در سال 1307 به فرانسه رفت و پس از هفت سال اقامت در فرانسه در رشته ترموديناميک فارغ التحصيل شد . بازرگان در راه برگشت به ايران با دکتر يدالله سحابي آشنا شد که اين آشناي به دوستي و الفت عميقي تبديل شد . بازرگان پس از ورود به ايران به خدمت نظام رفت و پس از اتمام دوره (1315) با عنوان دانشيار در دانشکده فني تهران مشغول به کار شد .
در سال 1318(در سن 32 ) ازدواج کرد که حاصل اين ازدواج 5 فرزند شد از اوايل دهه بيست به فعاليتهاي اجتماعي ، فکري و علمي در حوزه دين و تحقيقات اسلامي روي آورد نخستين گام اين حرکت آشناي با کانون اسلام و سخنراني در ان و نگارش مقالات در نشريه دانش آموز کانون بود وي در انجمن اسلامي دانشجويان هم فعاليت مي کرد که در سال 1321 عده اي از دانشجويان مسلمان آن را در تهران پايه گذاري کرده بودند و کتاب معروف راه طي شده را نيز در همان انجمن منتشر کرد .
حزب ايران نيز از عرصه هاي فعاليتهاي فکري و فرهنگي بازرگان بود دوبار هم رياست دانشکده فني تهران را بر عهده گرفت .
مدت کوتاهي به معاونت وزارت فرهنگ انتخاب شد ، اما مهمترين مسئوليت وي انتخاب او از جانب دکتر مصدق (نخست وزير ) براي عضويت در هيئت "خلع يد" از شرکت نفت انگليس و سپس رياست هيئت مديره نفت ايران بود که در سال 1330 روي داد و حدود 9 ماه طول کشيد بازرگان به سبب ناهماهنگي و فقدان همکاري هيئت مديره و کار شکنيهاي مخالفان دولت استعفا داد و به کار تدريس دانشگاه بازگشت چندي بعد مديريت سازمان لوله کشي آب تهران به وي واگذار شد. گر چه بازرگان در اين دوران سياسي نبود و ارتباط ويژهاي با احزاب سياسي نداشت در حوزه اصلاح فکري ديني و اجتماعي با برخي از احزاب ارتباط مثبتي يا منفي پيدا کرد . براي نمونه با حزب ايران در چارچوب تفکر اجتماعي همراهي داشت و با حزب توده ايرن به لحاظ فکري و عقيدتي مخالفت داشت .
بازرگان تا کودتاي 28 مرداد 1332 در مجمع از سياست کنار گرفت . اما سالهاي بعد وارد دنياي سياست و مبارزات سياسي و حزبي و تشکيلاتي شد که تا پايان عمر ادامه وي به نهضت مقاومت ملي پيوست که پس از وقوع کودتا تشکيل شد . وي به ناچار از سازمان آب استعفاء داد و به دانشگاه برگشت انتخابات مجلس شورا و مجلس سنا در اواخر سال 1333 را دولت کودتا گر برگزار کرد و نهضت مقاومت هم در آن شرکت کرد و نقش بازرگان در جريان اين انتخابات به عنوان عضو فعال بسيار بارز بود و در صدور عتراضيه شخصيتهاي اسلامي ملي در مخالفت با کنسرسيوم نفت دست داشت که به امضاي 70 نفر از معتودين مملکت رسيد . صدور و انتشار اين اطلاعيه با عکس العمل شديد رژيم کودتا مواجه شد دست اندرکاران نامه و امضاء کنندگان هر کدام به نوعي مورد آزار قرار گرفتند و از ميان شخصيتهاي علمي و دانشگاهي نيز دوازده استاد با عنوان بازنشستگي اخراج شدند که يکي از انها مهندس بازرگان بود اخراج اين عده چندان طول نکشيد و آنان بار ديگر به دانشگاه بازگشتند در فروردين 1334 فرماندار نظامي تهاجمي وسيع را بر ضد نهضت مقاومت آغاز کرد و تعدادي را دستگير و بازداشت کرد از جمله مهندس بازرگان بود که پنج ماه در زندان ماند و پس از چند بازجوئي بدون محاکمه و دادرسي آزاد شد و به کار خود در دانشگاه بازگشت تشکيل جماعت "متاع" و انجمن اسلامي مهندسين از دستاوردهاي و در اين دوران بود . در سال 1336 نهضت مقاومت ملي جزوه "نفت" را به مناسبت امضاي قرارداد نفت ايران با شرکت ايتالياي آجيپ منتشر کرد انتشار اين جزوه به دستگيري سران و فعالان نهضت مقاومت از جمله مهندس بازرگان انجاميدکه تا 8 تا ماه طول کشيد در 25 ارديبهشت سال 1340 بازرگان و دکتر يدالله سحابي ، آيت الله سيد محمود طالقاني نهضت آزادي ايران را تشکيل دادند و بازرگان دبير کل ان شد که تا پايان عمر اين سمت را داشت پس از انتشار اطلاعيه "اصلاحات آري ، ديکتاتوري نه" آيت الله طالقاني و مهندس بازرگان و دکتر سحابي و ساير رهبران و فعالان نهضت بتدريج دستگير و بازداشت شدند. رژيم پهلوي محاکمه سران نهضت آزادي را در دادگاه ويژه نظامي انجام داد که تمامي اعضا آن را افسران گارد شاهنشاهي تشکيل مي دادند مهندس بازرگان در اين دوران به 10 سال زندان محکوم شد ولي به همراه آيت الله طالقاني در آبان 43 آزاد شد پس از آزادي ديگر امکان فعاليت سياسي کاملا از بين رفته بود و از اين رو بيشتر به فعاليت فکري و علمي و فرهنگي ، اجتماعي روي آورد . بازرگان در به وقوع پيوستن انقلاب اسلامي کوشش بسيار کرد او از اعضاي شوراي انقلاب اسلامي بود که در دي 1357 تشکيل شد. در آستانه پيروزي انقلاب ، شوراي انقلاب مهندس بازرگان را به عنوان نخست وزير دولت موقت پيشنهاد کرد و امام خميني هم ان را پذيرفت . دوره نخست وزيري وي مرحله گذر از رژيم شاهنشاهي به جمهوري اسلامي بود . بسياري از افراد تندرو سياستهاي او را همتوان با با پوياي انقلاب نمي دانستند در حالي که خود او به سياست گام به گام اعتقاد داشت و همين امر مخالفتهاي را بر عليه او ايجاد کرد رياست او بر دولت موقت تا اقدام خود سرانه و اشتباه دانشجويان در تسخير سفارت امريکا که با مخالفت او همراه بود و در 14 آبان 1358 استعفا داد و با اين عمل به نوعي آخرين حکومت دموکراتيک به کار خود پايان داد. بازرگان در نخستين دوره مجلس شوراي اسلامي با بيش از يک ميليون راي به عنوان نماينده مردم تهران به مجلس راه يافت .
مهندس بازرگان سرانجام در 29 دي ماه 1373 در هشتادو شش سالگي در پي انتقال به سوئيس براي درمان درگذشت او آزاديخواه بزرگي بود که عمر خود را در راه مبارزه پيمود و "چريک پير" مشهور شد و حتي مخالفان او هم در مرگ او متاثر شدند و گريستند و نامش همچون ستاره اي درخشان در تاريخ ايران جاودانه ماند .
توسط هادی نیکخواه در 21, 2007 02:01 |
لینک ثابت
|
نظرات (0)
این مقاله رو چند وقت پیش ترجمه کردم ولی حس اینکه بفرستم جای منتشر بشه رو ندارم پس اینجا منتشر می کنم بیشتر هم به درد کیهان و جمهوری اسلامی و یا صدا و سیما میخوره . منبع مقاله لاتین هم اینجاست(با اندکی تلخیص)
ما همیشه و در همه رسانه ها (منظور رسانه های ایران نیست ) می شنویم که آمریکا بهترین و شماره یک دنیا هست حالا می خواهیم درستی این حرف را بررسی کنیم .
- ایالات متحده امریکا در میزان با سوادی چهل و نهمین کشور دنیاست (New York Times, Dec. 12, 2004).
- امریکایی ها در بین 40کشور دنیا بیست و هشتمین کشور از نظر سطح سواد ریاضی هستند (NYT, Dec. 12, 2004)
- 20% امریکائی ها فکر می کنند خورشید به دور مدار زمین می چرخد . 17% نیز بر این اعتقاد دارند که زمین در یک روز یک دور به دور خورشید می چرخد . (The Week, Jan. 7, 2005).
- امریکای های پیدا شده با 9 سال تحصیل در بین همه کشورهای دنیا از همه بدترین بودن . (Jeremy Rifkin's superbly documented book The European Dream, p.78).
- کارگران امریکای بسیار بی توجه هستند و در بسیاری از مهارت های اصلی کمبود دارند و هر سال 30 میلیلارد دلار صرف آموزش و باز آموزی این کارگران می شود (NYT, Dec. 12, 2004).
- تعداد فارغ التحصیلان رشته های علمی مهندسی اتحادیه اروپا بیشتر از ایالات متحده می باشد و هزینه تحقیق و توسعه اروپا از امریکا بیشتر شده . به طور مثال تا اوایل سال 1990 تولید ادبیات علمی امریکا بیشتر از اروپا بود ولی گنگره بودجه سازمان های علمی را کم کرد و اتحادیه اروپا از امریکا جلو زد (The European Dream, p.70).
- با قطع بودجه سازمانهای علمی توسط گنگره هر سال 1000 پژوهش و تحقیق کمتر به نسب سال قبل تولید می شود (NYT, Dec. 21, 2004).
-درصد تقاضا نامه تحصیل خارجی ها در امریکا در 28 سال گذشته ثابت بوده این در حالی است که این درصد در اروپا به شدت در حال افزایش است و میزان فارغ التحصیلان چینی در امریکا 56 درصد ، هندی 51 درصد و کره ای 28درصد کاهش داشته است (NYT, Dec. 21, 2004). پس امریکا در جای نیسیت که چند دهه قبل بود
- در لیست کشورهای دنیا به ازای شاخص های تندرستی افراد که توسط سازمان بهداشت جهانی اعلام شده امریکا در رده 37 دنیا قرار دارد . و در بین مردم کشورهای دنیا که به تندرستی خود اهمیت می دهند مردم امریکا در رده 54 قرار دارد (The European Dream, pp.79-80).
- هر سال 18000 نفر بر اثر فقدان بیمه های سلامتی در امریکا جان خود را از دست می دهند ( شش برابر تعداد افرادی که هر سال در امریکا به قتل می شوند ) (NYT, Jan. 12, 2005.)
- امریکا رتبه بیست و دوم را از لحاظ فقر کودکان دارد . یا رتبه دو به آخر مانده در بین کشورهای توسعه یافته ، فقط مکزیک پائین تر از امریکا قرار می گیرد (The European Dream, p.81).
- 12 میلیون نفر از جمعیت سیصد میلیونی امریکا بیش از 10% سرانه کل امریکا را مصرف می کنند و هر سال 3.9 میلیون نفر بر تعداد مردم گرسنه در سال قبل اضافه می شود و این شکاف طبقاتی در حال وخیم تر شدن است . (NYT, Nov. 22, 2004)
- امریکا در رده رتبه چهل و یکم جهان از لحاظ مرگ و میر کودکان قرار دارد (NYT, Jan. 12, 2005).
- زنان در هنگام زایمان در امریکا 70درصد بیشتر به نسبت زنان در اروپا می میرند (NYT, Jan. 12, 2005). علت عمده مرگ زنان حامله در امریکا قتل هست (CNN, Dec. 14, 2004)
ادامه ی "آیا آمریکا واقعا کشور برتر جهان است" »
توسط هادی نیکخواه در 19, 2006 01:48 |
لینک ثابت
|
نظرات (5)
امروز رای دادگاه صدام مبنی بر اعدام او اعلام شد . و یک بار دیگر جریان روزگار نشان داد که جنایات هیچ دیکتاتوری بدون جواب باقی نمی ماند . به همین بهانه مقاله بلند بالای که چند وقت پیش درباره صدام و زندگی او جمع آوری کرده بودم اینجا منتشر می کنم . به امید سرنوشت مشابه برای همه دیکتاتورهای جهان ؟؟؟
صدام حسین عبدالمجید تکریتی در ۸ اردیبهشت ۱۳۱۷ (۲۸ آوریل ۱۹۳۷) به دنیا آمد. او از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۲ (۱۹۷۹ تا ۲۰۰۳) که نیروهای ائتلاف به عراق حمله کردند رئیس جمهور عراق بود.صدام یکی از اعضای برجستهٔ حزب انقلابی بعث محسوب میشد. مبانی نظری این حزب بر پانعربیسم، نوسازی اقتصادی و سوسیالیسم استوار است. او نقشی کلیدی در کودتای سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸) که منجر به حکومت درازمدت حزب بعث شد داشت. صدام به عنوان نائبرئیس تحت فرمان عموی خود، ارتشبد احمد حسن البکر، توانست به سختی کشمکشهای بین دولت و نیروهای مسلح را در زمانی که گروههای بسیاری توانایی براندازی دولت را داشتند کنترل کند. او این کار را با تشکیل نیروهای امنیتی سرکوبگر و تحمیل نیروی خود به دولت انجام داد. وی توانست اقتصاد عراق را با یک رشد نسبتاً تند در دههٔ ۷۰ میلادی به پیش ببرد.صدام به عنوان یک رئیسجمهور توانست نوعی پرستش شخصیتی فراگیر برای خود و در بین مردم به وجود آورد. او دولتی به شدت مستبد تشکیل داد و توانست در طول جنگ ایران و عراق (۱۳۶۷-۱۳۵۹) (۱۹۸۸-۱۹۸۰) و جنگ اول خلیج فارس (۱۳۷۰) (۱۹۹۱) که هر دو عامل کاهش استانداردهای زندگی و وضع حقوق بشر در عراق شدند قدرت را حفظ کند. دولت صدام تمام جنبشهایی را که به باور خود تهدیدکننده تلقی میکرد، به ویژه آنهایی را که برآمده از گروههای دینی یا قومی بودند و خیال استقلال یا خودمحتاری داشتند سرکوب کرد.او در حالی که در نظر بسیاری از اعراب به دلیل مقاومت در برابر غرب و حمایت بیشائبه از فلسطینیان، رهبری بزرگ تلقی میشد، پس از جنگ خلیج فارس از سوی جامعهٔ بینالملل و امریکا با نگاهی شکآلود نگریسته شد.صدام پس از حملهٔ امریکا و متحدانش به عراق در سال ۱۳۸۲ (۲۰۰۳) مقام خود را از دست داد. او در ۲۲ آذر ۱۳۸۲ (۱۳ دسامبر ۲۰۰۳) توسط نیروهای امریکایی دستگیر شد. او را در دادگاه ویژهٔ جرائم سران عراق که توسط دولت موقت عراق تشکیل شده است محاکمه و به اعدام محکوم شد .
ادامه ی "همه چیز درباره صدام ( نکاتی جالب پیرامون زندگی صدام )" »
توسط هادی نیکخواه در 6, 2006 01:45 |
لینک ثابت
|
نظرات (4)

39 سال پيش در روز 9 اكتبر سال 1967 ميلادي ارنستو رافائل دولا سرنا مشهور به چه گوارا انقلابي مشهور در يك توطئه سازمان سيا توسط نيروهاي ارتش بوليوي به شيوه اي وحشيانه به قتل رسيد. چه گوارا روز قبل از كشته شدن در يك توطئه سازمان سيا به اسارت نيروهاي ارتش بوليوي در آمده بود. ارنستو رافائل دولا سرنا معروف به چه گوارا در روز 14 ژوئن سال 1928 ميلادي در شهر روزاريو آرژانتين متولد شده بود. او سنين نوجواني را در شهر كوردوبا سپري كرد سپس در دانشگاه بوينس آيرس در رشته پزشكي فارغ التحصيل شد
در سال 1951 ميلادي ، ارنستو پس از اخذ مدرك پزشكي دست به سفري در كشورهاي آمريكاي لاتين زد كه چندين ماه به طول انجاميد و در اين سفر با فقر و فلاكتي كه در منطقه حكم فرما بود ، آشنا شد.
ارنستو گوارا در سال 1955 ميلادي در شهر مكزيكو با فيدل كاسترو ملاقات كرد.
كاسترو در آن هنگام جنبش 26 ژوييه يا M26 با اشاره به نام خوزه مارتي را تدارك مي ديد.
ارنستو جزو 82 مردي بود كه در سال 1956 ميلادي با فيدل كاسترو به كوبا رفتند و فقط 12 نفر آنها موفق به بازگشت شدند.
از آن پس آنها جنگ چريكي عليه رژيم ديكتاتوري فولخنسيو باتيستا مترسك دست نشانده آمريكا را آغاز كردند.
در اين نبرد نابرابر از نظر تعداد سرانجام اين مورچه بود كه در مقابل فيل پيروز شد.
پس از سقوط رژيم ديكتاتوري باتيستا و قبل از ورود پيروزمندانه كاسترو ، چه گوارا و يارانشان به شهر هاوانا ، باتيستا فرار كرد و به جمهوري سن دومينگو پناهنده شد.
در ابتداي انقلاب كوبا چه گوارا يكي از مقامات اصلي دولت كوبا بود ، سفير ، رييس بانك مركزي ، وزير صنايع.
اما چه گوارا مردي نبود كه علاقه اي به پشت ميزنشيني و فرمان دادن داشته باشد.
در سال 1965 ميلادي ، چه گوارا با تعدادي داوطلب كوبايي براي گسترش انقلاب ، كوبا را ترك كرد.
او ابتدا به كنگو رفت و در آنجا با لوران دزيره كابيلا آشنا شد اما كابيلا چندان اعتماد او را جلب نكرد.
چه گوارا سپس به بوليوي رفت و عليه ديكتاتوري وقت بوليوي دست به يك جنگ چريكي زد.
اما در اثر يك توطئه سازمان سيا در روز 8 اكتبرسال 1967 ميلادي توسط نيروهاي ارتش بوليوي اسير شد
و به دستور سازمان سيا پس از تحمل شكنجه هاي فراوان كه حتي گفته مي شود دست چپ او را قطع كردند (زيرا عكس هايي كه از جسد او تهيه شده از زاويه اي گرفته شده اند كه دست چپ او غيرقابل مشاهده است) كشته شد.
به اين ترتيب ، در روز 9 اكتبر سال 1967 ميلادي ارنستو رافائل دولا سرنا مشهور به چه گوارا انقلابي مشهور در يك توطئه سازمان سيا توسط نيرو هاي ارتش بوليوي به شيوه اي وحشيانه و غيرانساني به قتل رسيد.
ارنستو علي رغم داشتن يك خانواده و زندگي مرفه با مشاهده فقر و فلاكت منطقه امريكاي لاتين به داشتن يك زندگي راحت و مرفه پشت كرد و زندگي خود را وقف تلاش براي تغيير زندگي مردمي كه دربند ديكتاتوري بودند ، كرد. مردم او را فقط «چه» يا «ال چه» مي ناميدند.
چه گوارا مردي بود تشنه عدالت. تاريخ زندگي او و جانفشاني هايش در راه مردم محروم نام او را در تاريخ جهان به نيكي جاودان كرد و چه گوارا به يك اسطوره تبديل شد.
مطالب بیشتر
توسط هادی نیکخواه در 11, 2006 01:10 |
لینک ثابت
|
نظرات (4)
به لطف خدا این جنگ لبنان و اسرائیل هم انگاری داره تمام میشه تا یک بار دیگه صلح موقت به منطقه برگرده ولی این چنگ تقریبا سی روز نکات قابل توجه زیادی داشت که نمیشه ازش به راحتی گذشت . حمایت کامل امریکا از اسرائیل حتی در بدترین شرایت این رو نشون داد که امریکا فقط به دنبال منافع خودش و اسرائیل هست نه به دنبال صلح در منطقه . خبرگزاری های غربی هم که دیگه برای اسرائیل سنگ تمام گذاشتن . به طور مثال سی ان ان میگفت که رزمندگان حزب الله تو بین مردم غیر نظامی مستقر شدن و سربازان اسرائیلی هم برای اینکه به مردم غیر نظامی نمیخوان حمله کنند پس نمیتونن با حزب الله درگیر بشن . بسیار واضح که این حرف یه دروغه ، همه میدونن و تاریخ هم ثابت کرده که اسرائیلی ها به هیچکدام از اصول اخلاقی پای بند نیستند و گواه این مطلب هم جنایات صبرا ، شتیلا ، جنین و دوبار در قانا هست . حالا نکته مهمتر چطور سربازهای اسرائیلی و تیپ معروف گولانی که به گفته خودشونو توانای هر سربازش برابر با 13سرباز سربازان ارتش کشورهای دیگه هست ، با اون همه تجهیزات ( ششمین ارتش مجهز دنیا ) نتونستن تو یک جنگ رو در رو با رزمندگان حزب الله بیشتر از 2 یا 3 کیلومتر وارد خاک لبنان بشه . مگه اونجا هم که دو طرف جنگ در روبرو هم بودن افراد غیر نظامی وجود داشت .
کشورهای عرب هم که تا همین دیروز حزب الله رو محکوم می کردن و مفتی هاشون بر علیه حزب الله فتوا صادر می کردن بعد از اینکه دیدن اسرائیل هیچ کاری از دستش نیومد و نتونست بعد از یک ماه جنگ سخت و ناجونمردانه حزب الله رو شکست بده دارن از حزب الله حمایت می کنن آخ که چقدر من از از این سران عرب بی بخار بوقلمو صفت بدم میاد . حالا برن کیف کنن که شعیان دارن روز به روز قدرتمند تر میشن . من فکر می کنم اینجوری که پیش میره تا چند وقت دیگه تو بحرین هم یه سری اتفاق بیفته و شعیان قدرت رو اونجا هم بدست بگیرن چون اونجا هم اکثریت با شعیان هست و ایران هم داره یواش یواش ازشون حمایت می کنه
خسارت اسرائیل هم تو این جنگ بیشتر از لبنان بود چون اونجوری که رسانه ها اعلام کردن به لبنان در حدود سه میلیارد دلار خسارت وارد شده ( کشورهای عربی تعهد کردن قسمت اعظمشو پرداخت کنن) ولی خسارت اسرائیل در حدود 11 میلیارد دلار . در مورد قوای نظامی کشته شده اونجوری که منابع رسمی دو طرف اعلام کردن 60 رزمنده از حزب الله و 170 سرباز از اسرائیل کشته شدن . تنها برتری اسرائیل تو این جنگ نیروی هوایی اون بود که با اتکا به اون تنوانست بیشتر از هزار نفر از افراد بی گناه غیر نظامی رو ناجوانمردانه شهید کنه و قسمت زیادی از زیر ساخت اقتصادی لبنان رو ویران کنه . حرفهای وزیر خارجه اسرائیل هم که گفت هیچ ارتشی تو دنیا نمیتونه حزب الله رو از بین ببره در نوع خودش جالب بود
ولی در اصل این جنگ ایران و امریکا بود . که نمایندگاشون یعنی حزب الله و اسرائیل اونو به اجرا در آوردن . و حالا با این جنگ ایران ثابت کرد که اگه امریکا فکر حمله نظامی به ایران رو داشته باشه با چیزی بدتر از اونی که سر اسرائیل اومد طرفه . نکته آخر شاید من با اصول نظام جمهوری اسلامی ایران مشکل داشته باشم و بعضی هاشونو اصلا قبول نداشته باشم ولی سگ این مملکت رو به صدتا از آمریکا و انگلیس و اون سلطنت طلبا نمیدم
توسط هادی نیکخواه در 15, 2006 02:13 |
لینک ثابت
|
نظرات (6)
حزب الله لبنان نام جنبشی اسلامی در میان شیعیان لبنان است. جنبش حزب الله در اوایل سال های 1980 در لبنان ظهور کرد و به عمده ترین جنبش اسلامی در منطقه مبدل شد که مصمم به بیرون راندن نظامیان اسرائیلی از لبنان بود... [در لبنان] حزب الله جنبشی مشروع تلقی می شود که در دو حوزه مقاومت و سیاست فعالیت دارد.»
هسته اولیه حزب الله و ساختار تشکیلاتی آن متشکل از اسلام گرایان ، نیروهای حزب الدعوه به رهبری علامه سید محمد حسین فضل الله ، شاخه دانشجویی حزب الدعوه ، مسئولان جنبش امل ، اعضای جنبش فتح به رهبری ابوجهاد ( خلیل الوزیر) و تمام گروه هاو جریان هایی که از انقلاب اسلامی ایران و حضرت امام خمینی(ره) تاثیر گرفته بودند شکل گرفت.سید عباس موسوی که در حمله هلی کوپترهای اسرائیلی به خودرو حامل وی در سال 1992 به شهادت رسید ، شیخ صبحی طفیلی ، شیخ راغب حرب ، شیخ عبدالکریم عبید ، سید حسین موسوی ، سید حسن نصرالله ، سید ابراهیم امین السید ، شیخ حسین الکورانی ، شیخ نعیم قاسم ، شیخ محمد یزبک ، حسین خلیل ، محمد رعد ، و محمد فنیش از جمله افرادی بودند که از حزب الدعوه و جنبش امل وارد " حزب الله " شدند. از جنبش فتح نیز شمار زیادی از نیروها به " حزب الله " پیوستند که عماد مفنیه از چهره های برجسته امنیتی حزب و ابوحسن سلامه مسئول امنیتی و نظامی حزب که در سال 1991 توسط اسرائیل به شهادت رسید از جمله این افراد بودند.از حزب کمونیست نیز عبدالهادی حماده که از چهره های فعال امنیتی حزب الله به شمار می آید، به این جنبش پیوست. "مبارزه با اسرائیل " شعاری است که حزب الله توانست با آن وارث احزاب گوناگون اعتقادی ، کمونیستی ، لائیک و ناسیونالیستی شود.این حزب در سالهایی که تمام کشورهای عربی گزینه سازش و همزیستی با رژیم صهیونیستی را مطرح می کردند، با شعار ایستادگی ، مقاومت و اعتقاد به داشتن توانایی لازم برای شکست اسرائیل و بازپس گیری حق و زمین ، توانست جوانان پاک و وفاداری را از دل مساجد و حسینیه ها جذب نماید که بعدها به کابوسی هولناک برای اشغال گران صهیونیستی شدند.
به نقل از ویکی پدیا
سایت رسمی حزب الله لبنان
توسط هادی نیکخواه در 2, 2006 05:42 |
لینک ثابت
|
نظرات (2)
تو ننگ عربی، سید حسن!
نام تو را باید
از فهرست اعراب شایسته خط بزنیم
تو
بجای آنکه در ایوان ویلای ساحلی ات
لم بدهی
و چرت تابستانی ات را
با دود قلیان مفرح کنی
تفنگ دست میگیری
و از پشت تریبون المنار
با نعرههایت
چرت ما را پاره میکنی
تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری، سید حسن!
نه شکمت
آن اندازه است
که از پشت دشداشههای سفید
وقار عربی ات را نمایان کند
نه چفیه و عقال داری
تازه عمامه سیاه سرت میگذاری
که ما را به یاد خمینی میاندازد
که یکبار چرت مان را پاره کرده بود
تو ننگ عربی، سید حسن!
بجای آنکه در حرمسرایت بگردی
و رقص عربی ممالیک گرجی و اوکراینی ات را تماشا کنی
تا فردا در بهشت
برای مغازله با حوریان آماده باشی
در مخفیگاهت
که نمیدانیم کجاست
می نشینی و نهج البلاغه میخوانی
تو کافر شده ای، سید حسن!
و بر ماست که تو را به یهودیان اهل کتاب بسپاریم...
فقط به رسم مردان بزرگ عرب
صادق باش و بگو
برد موشکهایت
به ریاض که نمیرسد؟!
امید مهدینژاد
توسط هادی نیکخواه در 29, 2006 04:18 |
لینک ثابت
|
نظرات (5)
سید حسن نصرالله تروریست است . کسی که این حرف را می زند باید به امام حسین و محمد مصطفی هم این لقب را بدهد نصرالله از سلاله محمد و حسین است کسی که حتی فرزندش شهید سید هادی نصرالله را هم تقدیم مقاومت و مبارزه با اسرائیل و یزیدیان زمانه کرده است . اسرائیل خود وقتی برای اولین بار به لبنان همه کرد و آن را اشغال کرد موجب به وجود آمده حزب الله شد حزبی از درون جامعه لبنان که قبلا اغلب رهبران آن در جنبش امل عضو بودن ولی بر اثر اختلافات شدیدی در رهبری جنبش امل به وجود آمد و حتی آنها تا آستانه جنگ داخلی هم پیش برد در اثر خروج بعضی از سران آن جنبش ، حزب الله پایه گذاری شد . و وظیفه مقاومت در برابر اسرائیل که بر پایه ایجاد وحشت و ترور و تحاوز به کشور های همسایه به وجد آمده بود را بر عهده گرفت و در سال دوهزار میلادی موفق شد اسرائیل را از لبنان اخراج کند و بعد از 6 سال اسرائیل دوباره یاغی گری خود را آغاز کرد و لبنان را زیر آتش قرار گرفت و اغلب تاسیسات زیر بنای آن را ویران کرد و حزب الله برای اولین بار در تاریخ اسرائیل به شهرهای آن حمله کرد تا اسرائیلی هم طعم ترس ، خشونت ، مرگ ، بمباران ، ویرانی رو که که سالها بر مردم فلسطین ولبنان تحمیل می کردند را بچشند
متاسفانه شاهد هستیم که هیچ کدام از کشورهای عربی از این حرکت شجاعانه حزب الله حمایت نکرده اند و حتی در اقدامی بیسار عجیب مفتی اعظم عربستان در فتوای کمک کردن به حزب الله را جایز نمی داند و حتی دعا کردن برای پیروزی حزب الله را هم گناه می پندارد و کار را تا بدان جا رسانند که سید حسن نصرالله گفت ما از کشورهای عربی حمایت نمی خواهیم بلکه فقط بر علیه ما کار نکنند . همه این اقدامات سنی های قالبا وهابی تندور ناشی از ترس از قدرت گرفتن شیعیان است حتی عبدالله پادشاه اردن هشدار داده که " هلال شیعی" جدیدی که از بیروت به تهران کشیده شده میخواهد از میان خاورمیانه غالباً سنی عبور کند . آخر این وهابی های تندرو چه برای اسلام کردن به غیر از برد آبروی آن مگر بن لادن و دار و دستش وهابی نیست مگر آنهای که هر روز خون شیعیان مظلوم عراق را میریزند وهابی نیستند ننگ ابدی بر این عربهای بی غیرت شکمباره ، به نظر من ملت فلسطین بیشترین ضربه را در راه مبارزه با اسرائیل از همین دولتهای عربی خورده است . دولتهای عرب همیشه فلسطین را تحریک به مبارزه می کنند ولی به یک باره پشت فلسطینی ها رو خالی می کنند و حالا اسرائیل که فلسطین را بدون حامی یافته تا میتواند از آنها امتیاز می گیرد مثلا سال 1948 که سه کشور عرب متحد شدند تا اسرائیل را شکست دهند ولی در شش روز از اسرائیل شکست خوردند و قسمتهای زیادی از صحرای سینا در مصر ، بلندی جولان در سوریه و قسمتهای از اردن و تقریبا هشتاد درصد فلسطین را اسرائیل تصرف کرد و وضع را از آنی که بود به شدت خراب تر کردند
لینکهای در این زمینه | حزب الله :حرکت در حوزه مقاومت وسیاست | وبلاگ بلاگر ایرانی در لبنان | وبلاگ بلاگر ایرانی مقیم اسرائیل | آری، خیر | درجستجوی حقیقت | آپارتایدِ اسرائیل را محکوم کنیم | برای لبنانی ها | در يک جنگ نابرابر طرفدار ظالميد يا مظلوم؟ | تصاویر جنایت اسرائیل (لینک از ساده تر از آب) فایل یک فایل دو | آنچه که CNN نشان نمیدهد | اسرائیلیها کاملا دیوانه شدهاند |
توسط هادی نیکخواه در 24, 2006 06:15 |
لینک ثابت
|
نظرات (1)