شیز

بدون عنوان

1- بعد از سیزده ماه خدمت در پلیس راه میاندوآب که جنوبی ترین پلیس راه آذربایجان غربی هست انتقالم دادم به شمالی ترین پلیس راه استان یعنی ماکو این انتقالات تو پلیس رو کاملا عادیه و کمتر سربازی هست که تمام طول خدمتشو تو یه پاسگاه خدمت کنه ، تقریبا میشه گفت حالا تو بالاترین نقطه ایران هستیم . جای جالبیه از اونجا میشه مستقیم سه کشور ترکیه ، ارمنستان و آذربایجان رو دید و از همه باحالتر کوه زیبای آرارات هست که همین چند دهه قبل مال ایران بود و حالا نیست .  سر کارمون هم اغلب با راننده های خارجیه که اکثرا هم ترکیه ای  هستن زبان ترکی استانبولیم هم خیلی خوب شده . نمیدونم چه بلای سر این راننده های خارجی آوردن که همین که متوقفشون می کنی و ازشون مدارک میخوای بجای مدارک پول میدن اغلب هم  هیچ مشکلی ندارن . تو زمستون هم واقعا پدر آدم تو پلیس را درمیاد . اینجاهاست که آدم میفهمه از دنیا خیلی عقبه ، مثلا چند روز پیش در اثر برف و کولاک جاده بسته شده ما هم مجبور بودیم ابتدای محور وایستیم و مردم رو برگردونیم ولی ملت مگه گوش بده بودن به زور اسلحه نمیذاشتیم برن ولی بالاخره چند تا بعد از کلی بحث و اعصاب خرد کنی از یه جاده فرعی و بدون اینکه ما بدونیم رفتن ف نتیجه هم این شد که چند ساعت بعد جنازه های رو به مرگشونو با جرثقیل و هزار بدبختی بر گردوندند اگه تیم نجات نرفته بود صد در صد زیر برف دفن میشدن و میمردن . حالا ما چند ساعت تو سرما اونجا وایستادیم تا جون مردمو نجات بدیم ولی ملت فکر میکنن ما بهشون زور میگیم و داریم اذیتشون میکنیم .
2- یه هفته نشده بود که رفته بودم ماکو ، یکی از پایگاههای داخل شهری سپاه رو گروهک پژاک زد عامل اصلیشم که دختر  هیجده ،نوزده ساله خپل بود که رفته بود تو پایگاه و نارنجک پرت کرده بود موقع فرار هم چندتا گلوله تو پاش زده بودن . موقع انتقال دختره به بیمارستان ارومیه هم آمبولانس سپاه تو یه روستا زد سه تا دختر بچه که از مدرسه میرفتن خونه و یه پیرمرد رو وسط خیابان کشت .
3. فعلا تو مرخصی هستم ، ولی امروز از پاسگاه زنگ زدن خونه که احضاریه اومده از دادگاه برات که باید فلان روز دادسرای نظامی باشی قضیه هم سر یه درگیری بود تیر ماه امسال اتفاق افتاد یه مقدار کتک کاری شد ولی خوب من فقط به عنوان مطلع اونجا حاضر میشم نه متهم. واقعا دیگه خیلی پلیس داره خار و ذلیل میشه تو جامعه ،
4. پدر و مادر گرام به همرا عمو و زن عموم  تشریف بردن حج تمتع ، درحال حاضر هم شدیدا مشغول راست و ریست کردن مراسم استقبال هستم واقعا دهنم سرویس شده امروز فقط بیست ،سی تا پارچه و پلاکارد که همسایه ها و فامیل آورده بودن رو نصب کردم رو در و دیوار خونه . هوا دیشب 25 درجه زیر صفر بود البته سال پیش تا 31 درجه هم رفت برای درک این درجه سرما فقط تجسم کنید که دمای یه یخچال فریزر در سردترین حالت 15 درجه زیر صفره . حالا بیا تو این هوا ییرون از خونه کار کن.
5. اینم اگه ندید حتما ببینید . آهنگ تیتراژ کارتون ها و سریال های به یادماندنی دوران کودکیمان

توسط هادی نیکخواه در 11, 2008 09:39 | | نظرات (18) delicious Balatarin