شیز

آغاز فصل جدید سربازی

آموزشی تموم شد و همه حکماشونو گرفتن و رفتن سر محل های جدید خدمتی ، من هم در بدترین حالت ممکن افتادم پلیس راه ، یعنی تو تقسیم های این دوره به علت نزدیک بودن عید همه رو راهنمای رانندگی و پلیس راه فرستادن . من هم افتادم پلیس راه میاندوآب (واقع در آذربایجان غربی ) 150 کیلومتری خونمون .
کارمون هم به این شرح هست. 24 ساعت پشت سر هم کنترل خوردوها جلوی پلیس راه ، یعنی دو ساعت جلوی پلیس راه هستم و ماشین ها رو چک می کنم و دو ساعت داخل و برای ماشین ها عمومی ساعت میزنم و دو ساعت استراحت . این حالت 24 ساعت ادامه داره و بعد از اون یه 7 ساعتی با الگانس یا پاجیرو میریم گشت و بعد از اون اگه کاری نباشه میشه استراحت کرد تا دوباره همین جریان تکرار بشه . فعلا که داره بد میگذره و سخته تا ببینیم چی میشه آموزشی از این راحتتر بود.
بازار رشوه و پول گرفتن هم خیلی داغه ، یعنی اگه اهلش باشی میتونی درآمد خیلی خوبی داشته باشی . ولی من بدبخت از اول زندگیم یاد گرفتم که پول حرام نخورم یعنی حتی اگه بخورم ده برابرشو ضرر می کنم پس فعلا بیخیال این قسمت شدم هر چند پیشنهاد رشوه هر روز از طرف رانندگان میشه .
تو این چند روز به اندازه تمام عمرم فحش شنیدم . یعنی هر راننده ای که جریمه میشه که فحش نون و آبدار نسیب ما میکنه .. لامصب این الگانس ها هم عجیب ماشینای هستن وقتی تو جاده باهاش 180 تا میری مثل اینه که با ماشینهای عادی 80 تا سرعت داری ، از بس نرم و آیرودینامیک هست.
الان هم سه روز مرخصی گرفتم تا بیام از دانشگاه انصراف بدم و برم سر خدمتم . از این به بعد هم هر سه ماه فقط 10 روز مرخصی داریم .

توسط هادی نیکخواه در 4, 2007 10:03 | | نظرات (33) delicious Balatarin