شیز

مسابقه‌ وبلاگ دویچه‌وله و وبلاگستان یتیم

وبلاگ خط سوم به موضوع جالبی در رابطه با مسابقه وبلاگ دویچه‌وله اشاره کرده

به نظر شما خیلی تصادفی نیست که حسین درخشان می رود اسرائیل ...
و بعد در همین مدت یک وبلاگ ایرانی مقیم اسرائیل ایجاد می شود ...
و بعد همین وبلاگ در مسابقه برترین وبلاگ های دویچه وله با انتخاب شخصی حسین درخشان جز نامزد بهترین وبلاگ ها در بخش فارسی می شود ...
و بعد هم حتما ایشون بالاترین رای را می آورد ...
و بعد هم کلی در خبر گزاری های خارجی صداش در می آید !مثل اینکه خیلی چیز ها توی این دنیای وبلاگی تصادفی پیش می آید نه؟ خصوصا وقتی حسین درخشان توی ماجرا دستی دارد  

وخود حسن درخشان هم تو وبلاگش اینجوری گفته
در وبلاگ‌تان به صفحه‌ی مربوط به رای دادن لینک بدهید و بقیه را هم تشوق کنید که بروند و رای بدهند. فردا خارجی‌ها می‌گویند: همین بود که هی وبلاگ، وبلاگ می‌کردید؟ شما که از عرب‌ها هم کمتر شرکت کرده‌اید.البته رقابت در بین وبلاگ‌های ایرانی خیلی جدی است. فعلا که آن سوی دیوار با ۱۷ درصد از همه جلوتر است. با یک درصد اختلاف کلاشینکف دیجیتال است که معلوم است خوب بروبکس حزب‌اللهی را بسیج کرده و رای جمع کرده. دمشان گرم که با عرضه‌اند. بعد یک لیوان چای داغ است با ۱۳ درصد و بعد هم زیتون است با ۱۲ درصد. خیلی رقابت این چهار نفر با هم نزدیک است.

حالا به نظر شما عجیب نیست یه وبلاگ با متوسط بازدید 250 نفر در روز ( آمار مربوط به چند روز قبل از مسابقه ) بدون مخاطب چشم گیر و واقع شده در خارج از ایران و وبلاگی که هنوز هویت واقعی خودشو تو بلاگش مشخص نکرده و ...  بیاد وبلاگ برتر ایرانی بشه . این مایه بسی شرمساریه برای وبلاگستان 
 به نظر شما این قضیه یکم بودار نیست . ازش بوی سیاست و هدف های غیر از انتخاب وبلاگ برتر نمیاد .بدبخت وبلاگستان فارسی که باید دویچه وله براش مسابقه برگزار کنه .
به نظر من بهترین جا برای انتخاب وبلاگ برتر فارسی سایت دو در دو هست چون هم فضای دموکراتیک تری داره و همین که تقریبا ( شایدم کاملا) اغلب وبلاگها و وبلاگ نویس های برجسته و خوب ایرانی اونجا جمع هستن

توسط هادی نیکخواه در 6, 2006 04:28 | | نظرات (7) delicious Balatarin

همه چیز درباره صدام ( نکاتی جالب پیرامون زندگی صدام )

امروز رای دادگاه صدام مبنی بر اعدام او اعلام شد . و یک بار دیگر جریان روزگار نشان داد که جنایات هیچ دیکتاتوری بدون جواب باقی نمی ماند . به همین بهانه مقاله بلند بالای که چند وقت پیش درباره صدام و زندگی او جمع آوری کرده بودم اینجا منتشر می کنم . به امید سرنوشت مشابه برای همه دیکتاتورهای جهان ؟؟؟
صدام حسین عبدالمجید تکریتی در ۸ اردیبهشت ۱۳۱۷ (۲۸ آوریل ۱۹۳۷) به دنیا آمد. او از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۲ (۱۹۷۹ تا ۲۰۰۳) که نیروهای ائتلاف به عراق حمله کردند رئیس جمهور عراق بود.صدام یکی از اعضای برجستهٔ حزب انقلابی بعث محسوب می‌شد. مبانی نظری این حزب بر پان‌عربیسم، نوسازی اقتصادی و سوسیالیسم استوار است. او نقشی کلیدی در کودتای سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸) که منجر به حکومت درازمدت حزب بعث شد داشت. صدام به عنوان نائب‌رئیس تحت فرمان عموی خود، ارتشبد احمد حسن البکر، توانست به سختی کشمکش‌های بین دولت و نیروهای مسلح را در زمانی که گروه‌های بسیاری توانایی براندازی دولت را داشتند کنترل کند. او این کار را با تشکیل نیروهای امنیتی سرکوبگر و تحمیل نیروی خود به دولت انجام داد. وی توانست اقتصاد عراق را با یک رشد نسبتاً تند در دههٔ ۷۰ میلادی به پیش ببرد.صدام به عنوان یک رئیس‌جمهور توانست نوعی پرستش شخصیتی فراگیر برای خود و در بین مردم به وجود آورد. او دولتی به شدت مستبد تشکیل داد و توانست در طول جنگ ایران و عراق (۱۳۶۷-۱۳۵۹) (۱۹۸۸-۱۹۸۰) و جنگ اول خلیج فارس (۱۳۷۰) (۱۹۹۱) که هر دو عامل کاهش استانداردهای زندگی و وضع حقوق بشر در عراق شدند قدرت را حفظ کند. دولت صدام تمام جنبش‌هایی را که به باور خود تهدیدکننده تلقی می‌کرد، به ویژه آنهایی را که برآمده از گروه‌های دینی یا قومی بودند و خیال استقلال یا خودمحتاری داشتند سرکوب کرد.او در حالی که در نظر بسیاری از اعراب به دلیل مقاومت در برابر غرب و حمایت بی‌شائبه از فلسطینیان، رهبری بزرگ تلقی می‌شد، پس از جنگ خلیج فارس از سوی جامعهٔ بین‌الملل و امریکا با نگاهی شک‌آلود نگریسته شد.صدام پس از حملهٔ امریکا و متحدانش به عراق در سال ۱۳۸۲ (۲۰۰۳) مقام خود را از دست داد. او در ۲۲ آذر ۱۳۸۲ (۱۳ دسامبر ۲۰۰۳) توسط نیروهای امریکایی دستگیر شد. او را در دادگاه ویژهٔ جرائم سران عراق که توسط دولت موقت عراق تشکیل شده است محاکمه و به اعدام محکوم شد .

نکاتی جالب پیرامون زندگی صدام
*صدام حسین در سال ۱۳۱۷ (۱۹۳۷) در روستای العوجه تکریت در کشور عراق و در خانواده‌ای چوپان به دنیا آمد. مادرش او را صدام نام نهاد که در عربی به معنای فردی است که بسیار آسیب می‌رساند. او هیچ‌گاه پدر خود «عبدالمجید» که پنج ماه پیش از تولدش ناپدید شده و یا فوت کرده بود را ندید.
*برادر صدام در دوازده سالگی بر اثر سرطان مرد و این درحالی بود که مادرش صدام را در شکم داشت ( حامله بود) و مادرش بسیار سعی کرد تا او را سقط کند . ولی نشد و بعد از تولد او از نگهداری او سر باز زد.
*صدام دارای سه برادر ناتنی شد ، ناپدریش رفتار خشنی با او داشت. او مرد شیادی بود و صدام را مجبور به دزدی مرغ و گوسفند می‌کرد
*در ده سالگی از تکریت فرار کرده و به بغداد رفت تا با عمویش که یک سنی متعصب بود زندگی کند . و در سن ۲۰ سالگی به حزب انقلابی و پان‌عربی بعث که عمویش هم از طرفداران آن بود پیوست.
*نخست‌وزیر عبدالکریم قاسم را در عملیاتی که صدام هم در آن شرکت داشت ترور شد و یک تیر به پای صدام خورد ولی توانست به سوریه بگریزد. از سوریه هم به مصر رفت. او را هنگامی که در عراق حضور نداشت به مرگ محکوم کردند. صدام در مصر به دانشکدهٔ حقوق دانشگاه قاهره رفت.
*صدام بعد از رسیدن به قدرت با لغو انحصار نفت توسط کشورهای خارجی و کمک به اقتصاد عراق توانست یکی از بالاترین رشدهای اقتصادی جهان را در عراق به وجود بیاورد و عراق را به یک کشور نیمه صنعتی تبدیل کند. او همچنین تحصیل رایگان را برای همه اجباری کرد.
*مهارت تشکیلاتی بی‌رحمانهٔ صدام در پیشرفت سریع عراق در دههٔ هفتاد میلادی به بار نشست؛ پیشرفت عراق با آنچنان سرعتی جلو می‌رفت که دو میلیون نفر از دیگر کشورهای عربی و یوگوسلاوی در عراق کار می‌کردند تا نیاز به کارگران در عراق تأمین شود
* در سال ۱۳۶۱ (۱۹۸۲) عملیاتی تروریستی علیه صدام حسین در شهرک دجیل در ۴۰ کیلومتری شمال بغداد انجام شد. نیروهای امنیتی نیز در پاسخ به این اقدام به شهر حمله کرده و بالغ بر ۱۶۰ نفر از ساکنین را کشته و اعدام کردند که در میان آنها چند کودک نیز وجود داشتند. حدود1.500 تن از اهالی شهر به زندان فرستاده شدند تا تحت شکنجه قرار گیرند. جریمهٔ تمامی اهالی هم این بود که ۱,۰۰۰ کیلومتر مربع از زمین‌های زراعیشان نابود شود؛ تا ده سال بعد هم به کسی اجازهٔ کاشت دوباره داده نشد
*او شخصیت‌هایی چون بخت‌النصر و حمورابی را گرامی می‌داشت. او منابع مالی زیادی را صرف اکتشافات باستان‌شناسی می‌کرد. وی در عمل به دنبال ترکیب پان‌عربیسم و ملی‌گرایی عراقی و ارائهٔ تصویری از یک دنیای عربی متحد، تحت رهبری عراق بود.
**صدام در دههٔ هشتاد میلادی طرح غنی‌سازی اتمی عراق را با کمک فرانسه آغاز کرد. اولین راکتور اتمی عراق اوسیراک نام گرفت. اوسیراک نام خدای مرگ در مصر باستان بود. این راکتور بعدها توسط حملهٔ هوایی اسرائیل نابود شد زیرا اسرائیل بر این باور بود که عراق می‌خواهد از این راکتور برای تولید اسلحه‌های مبتنی بر مواد اتمی استفاده کند.
*طولانی‌ترین و ویرانگرترین جنگ‌های فرسایشی قرن بیستم بین ایران و عراق در گرفت. در طول جنگ ارتش عراق از سلاح‌های شیمیایی بر علیه نیروهای ایرانی و جدایی‌طلبان کُرد استفاده کرد در این جنگ تقریباً ۷/۱ میلیون نفر از هر دو طرف جان خود را از دست دادند. اقتصاد هر دو کشور که پیش از این سالم و رو به رشد بود، نابود شد. همچنین عراق در حدود ۷۵ میلیارد دلار بدهی جنگی به بار آورد
*پایان جنگ با ایران مقارن با بروز کشمکش با همسایهٔ ثروتمندی به نام کویت بود. صدام بر این باور بود که جنگ او با ایران باعث شده است که کویت از حملهٔ قریب‌الوقوع ایرانیان در امان باشد. او همچنین معتقد بود چون جنگ او با ایران به سود کشورهای حوزهٔ خلیج فارس بوده است، دول عربی باید بخشی از بدهی عراق را ببخشند. صدام با اصرار از کویت خواست که بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق را که برای جنگ با ایران گرفته شده بود ببخشد، ولی کویتی‌ها زیر بار نرفتند.
*ذخایر نفتی کویت نیز خود باعث افزایش تنش در منطقه بود. این ذخایر تقریبا با ذخایر نفت عراق برابر بودند (در حالی که جمعیت کویت تنها ۲ میلیون و جمعیت عراق ۲۵ میلیون نفر بود). عراق و کویت روی هم ۲۰ درصد ذخایر شناخته‌شدهٔ نفت جهان را دارا بودند؛ تنها برای مقایسه ذکر می‌شود که عربستان سعودی دارای ۲۵ درصد ذخایر جهانی نفت است.
*صدام در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۲ اوت ۱۹۹۰) به کویت حمله کرد و توانست ظرف 3 ساعت کویتی ها را تسلیم و خاک آن را به عراق ضمیمه کرد
*هنگامی که گفتگوها و تهدیدهای پس از جنگ هنوز در جریان بود، صدام توجه مجددی به قضیهٔ فلسطین کرده واعلام کرد که اگر اسرائیل از نوار غربی رود اردن، بلندی‌های جولان و نوار غزه عقب‌نشینی کند او نیز از کویت باز پس می‌نشیند. این پیشنهادِ صدام باعث بروز شکاف بین کشورهای عرب شد و امریکا و کشورهای عرب غربی را در مقابل فلسطینی‌ها قرار داد
*صدام ضرب‌العجل شورای امنیت را نپذیرفت. امریکا و متحدانش با پشتیبانی شورای امنیت در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۷۰ (۱۶ ژانویه ۱۹۹۱) حملهٔ هوایی گسترده‌ای را علیه عراق آغاز کردند. اسرائیل نیز توسط موشک‌های عراقی مورد اصابت قرار گرفت ولی از آنجا که نمی‌خواست کشورهای عرب از ائتلاف ضدعراق خارج شوند درصدد انتقام‌جویی برنیامد
*پس از اتمام جنگ رابطهٔ بین ایالات متحده و عراق همچنان متشنج ماند. در فروردین ماه سال ۱۳۷۲ (آوریل ۱۹۹۳) سرویس امنیتی عراق تلاش کرد تا جرج اچ دبلیو بوش رئیس‌جمهور سابق امریکا را هنگام دیدار وی از کویت ترور کند اما ماموران امنیتی کویت بمب کار گذاشته شده در ماشین بمب‌گذاری‌شده را خنثی کردند. امریکا در پاسخ به این اقدام در تاریخ ۵ تیر ۱۳۷۲ (۲۶ ژوئن ۱۹۹۳) حمله‌ای موشکی به ساختمان مرکزی اطلاعات عراق در بغداد کرد.
*صدام با اصرار زیاد می‌خواست خود را مسلمانی مؤمن نشان دهد تا بتواند نظر گروه‌های دینی محافظه‌کار جامعهٔ عراق را به خود جلب کند. بعضی از عناصر شریعت اسلام به قانون عراق بازگردانده شدند. برای نمونه وی در سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱) حکم اعدام همجنس‌بازان، تجاوزگران و فاحشه‌گان را به قوانین عراق بازگرداند و عبارت «الله اکبر» را با دست‌خط خود به پرچم عراق افزود.
* تحریم‌های سازمان ملل بعد از حمله عراق به کویت بین ۵۰۰,۰۰۰ تا ۲/۱ میلیون مرگ در پی داشته‌اند. اکثر جان‌باختگان، افراد زیر ۵ سال بوده‌اند

زندگی شخصی صدام
صدام سه بار ازدواج کرد. ازدواج اول وی در سال ۱۳۴۲ (۱۹۶۳) با ساجده طلفاح دخترعموی بزرگش که یک معلم بود انجام شد. نتیجهٔ این ازدواج با دختر خیرالله طلفاح، عمو و قائم‌مقام صدام، دو پسر به نام‌های «عدی حسین» و «قصی حسین» و سه دختر به نام‌های «رنا»، «رغد» و «حلا» بود. ساجده در اواخر سال ۱۳۷۵ (اوایل سال ۱۹۹۷) به همراه رنا و رغد به گمان دست داشتن در ترور عدی در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۷۵ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۶) در خانه تحت نظر قرار گرفت. این طور گفته می‌شود که ژنرال عدنان خیرالله طلفاح برادر ساجده و دوست ایام کودکی صدام، به دلیل رشد محبوبیت بین مردم کشته شد.
صدام همچنین دو ازدواج دیگر نیز انجام داد: او سمیرا شاه‌بندر را در سال ۱۳۶۵ (۱۹۸۶) و پس از گرفتن طلاق اجباری از شوهرش به عقد خود درآورد. (گفته می‌شود که سمیرا همسر مورد علاقهٔ وی بوده است). همسر سوم وی ندال الحمدانی مدیرکل مرکز تحقیقات انرژی خورشیدی در شورای تحقیقات علمی عراق بود که مانند سمیرا مجبور به ترک شوهرش شده بود. ظاهراً هیچ مسئلهٔ سیاسی پشت دو ازدواج آخر وی وجود نداشته است. صدام از سمیرا دارای یک پسر به نام علی شد
در مردادماه سال ۱۳۷۴ (اوت ۱۹۹۵) رنا و همسرش حسین کامل المجید به همراه رغد و همسرش صدام کامل المجید با فرزندانشان به اردن فرار کردند. اما هنگامی که صدام قول داد در صورت بازگشت هیچ آسیبی به آنها نمی‌رساند به عراق بازگشتند. برادران المجید درست سه روز پس از بازگشت به عراق در بهمن ۱۳۷۵ (فوریه ۱۹۹۶) کشته شدند.حلا، دختر دیگر صدام با جمال مصطفی رئیس دفتر امور طوایف عراق ازدواج کرد. او تا به حال هیچ فعالیت سیاسی نداشته است. پسرعموی دیگر صدام به نام علی حسن المجید که به علی شیمیایی مشهور است به اتهام فرمان استفاده از گاز سمی در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۸) در بازداشت نیروهای امریکایی است. رنا و رغد در مرداد ۱۳۸۲ (اوت ۲۰۰۳) به همراه تمامی نه فرزندشان به اردن پناهنده شدند. آنها در همین ماه با سی‌ان‌ان و شبکهٔ ماهواره‌ای العربیه مصاحبه کردند. هنگامی که مجری سی‌ان‌ان از رغد دربارهٔ پدرش پرسید او پاسخ داد: "او پدر خیلی خوبی بود. دوست داشتنی بود و قلب بزرگی داشت." مجری از او خواست که اگر بخواهد می‌تواند پیغامی به پدرش بدهد. او نیز گفت: "دوستت دارم و دلم برایت تنگ شده." خواهرش رنا نیز گفت: "او خیلی احساساتی بود و نسبت به همهٔ ما مهربان بود."

لینک مربوط:
اخبار گوگول درباره صدام حسین

توسط هادی نیکخواه در 6, 2006 01:45 | | نظرات (4) delicious Balatarin

زنجان و یک عکس مبهم

برای دین عکس بزرگتر کلیک کنید


عکسی که این بالا می بینید ( کلیک کنید و بزرگتر ببینید) رو من تقریبا یک سال پیش تو یکی از پروفایلهای قزاق (gazzag.com ) که مال یه دختر زنجانی بود پیدا کردم . حالا موضوع اصلی این دخترها زنجانی  نیستند بلکه این مکان پشت سرشون هست که خیلی برای من آشنا بود . منم هر کاری کردم نتونستم سر در اون ساختمان پشتی رو بخونم از هر نرم افزاری که بگید استفاده کردم ولی نشد که نشد . دیگه این حس فوضولی داشت منو به کشتن میداد و اون مکان که در پشت دخترها قرار داشت خیلی خیلی برام آشنا بود . هر کاری کردم آخرش نفهمیدم کجاست . گذشت و گذشت تا امروز تو آرشیو عکسام اینو دیدم و فحشی آبدار حواله هوش و حواس نداشته ام کردم . میدونید این مکان کجاست . شاید باورتون نشه اونجا ورودی خوابگاه و صلف سرویس دانشگاهمون هست منم چند سال اونجا بودم ( چند سال نه چند روز). واقها باید به این حواس پرتم درود بفرستم . اونجای هم دخترها ایستادن ساختمان مرکزی سازمان فنی و حرفه ای استان زنجان هست

توسط هادی نیکخواه در 4, 2006 08:45 | | نظرات (7) delicious Balatarin

پرسپولیس دوست داریم

آقا عجب بازی بود بازی امروز کلی حال کردیم و حال گرفیتم؟ . مخصوصا اون گل اول پرسپولیس که معدنچی زد و حال این رحتمی که قبل از گل کلی  ٳفه میومد رو گرفت . آخ که چه حالی داد . اصلا از همون اول بازی معلوم بود که پرسپولیس برنده بازی هست و اگه بچه ها دقت می کردند حتی میتونستند یک بار دیگه تجربه شش تای شدن رو برای استقلالی ها تکرار کنند . خب اصلا ناراحت نباشن استقلالی های عزیز این بازی نشد حتما در بازی برگشت براتون تجربه شش تای شدن رو زنده می کنیم اصلا ناراحت نباشین . واقعا در اینجا جا داره این ضایعه بزرگ رو به تموم استقلالی های وبلاگستان از صمیم دل تسلیت بگم . عجیب تیمی شده امسال پرسپولیس ، این دنیزلی خوب تیمی درست کرده . دستش درد نکنه .
بعد بازی هم ما با برو بچز یکم از خودمون شادی در کردیم که حسابی خوش گذشت . ولی حیف که امروز هیچ استقلالی جلوی چشممون ظاهر نشد  همشون مثل پیر زنها نشستن تو خونه و بیرون نمیان و جواب پیغام و پسغام و اس ام اس آدم رو هم نمیدن . حالا بعد از شادی در کردن در حال بازگشت به خونه بودیم دیدیم تو سر خیابون عجب دعوای عظیمی سر گرفته یکم جلوتر  که رفتیم کاشف به عمل اومد که هفت  هشت نفر دارن یکی از بچه محلهای خوب ما رو چطور ضرب و شتم می کنند اینجا بود که تو دلم گفتم آخ جون دعوا (شما از این کارا نکنید بده) . و یه فقره جنگ ببخشید دعوای گروهی شروع شد زدیم آش و لاش کردیمشون . اینقدر باحال بود ، کلی کیف کردیم خیابون کامل بسته شده بود و یه ترافیک حسابی درست شده بود . البته من مثل همیشه نقش بچه مثبت و میانجی رو بازی می کردم ولی جای که می دیدم لازمه یه دست به آب می زدم . در آخر هم از ما فقط همون بچه محل اولی کتک خورد و سرش شکست و چند جاش مجروح شد ولی اونا همه با چهر های خونی و دگرگون فرار کردند تا عبرتی باشه برای دیگران تا با برو بچز ما در نیوفتن . در ضمن تا لحظه مخابره این خبر علت دعوا مشخص نشده !!!

توسط هادی نیکخواه در 4, 2006 01:22 | | نظرات (4) delicious Balatarin